آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧ - زمامداران و وزراى اسلام
حصفكى، و ابن نديم صاحب الفهرست.
وابو جعفر احمد بن يوسف و برادرش ابو محمد قاسم (قصائد زيبا و دلانگيز او را در مدح و مرثيه اهل بيت در كتاب «اوراق» تأليف «صولى» مىتوانيد ملاحظه فرماييد) اين دو برادر از نويسندگان معروف و با سابقه عصر مأمون بودند.
همچنين ابراهيم بن يوسف و فرزندان آنها، و استاد بزرگ ادبيات عرب ابوعبداللَّه محمّد بن عمرانى مرزبانى صاحب كتاب «المعجم» كه «سمعانى» [١] و ديگران تصريح به (تشيّع) و (اعتزال) [٢] او كردهاند.
و افراد زياد ديگرى كه شمارش آنها كار مشكلى است، و مسلّماً اگر بخواهيم تمام زمامداران و وزرا و امرا و صاحب منصبان عالى رتبه شيعه كه در پرتو علم و دانش و نويسندگى خود مقامات برجستهاى به دست آوردند، و همچنين خدمات بزرگى را به عالم اسلام كردند، برشماريم نيازمند به تأليف كتابهاى متعددى خواهيم بود.
اتفاقاً مرحوم پدرم (اعلى اللَّه مقامه) كتابى به نام «الحصون المنيعه فى طبقاتالشيعه» در شرح حالات سى طبقه از طبقات شيعه اعم از دانشمندان و فلاسفه و زمامداران و وزرا و پزشكان و منجمان و ... تأليف نمود، و ده مجلد بزرگ يادداشت در اين زمينه جمع آورى كرد، كه متأسّفانه به همان صورت
[١]. انساب سمعانى، ص ٥٢١
[٢]. البتّه «تشيّع» به معناى خاص خود از مذهب «معتزله» به كلى جداست و براى درك اين حقيقت همين قدر كافى است كه شيعه امامت و خلافت پيامبر صلى الله عليه و آله رااز طريق نص صريح آن حضرت صلى الله عليه و آله مىداند در حالى كه معتزله اصولًا عقيده دارند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله جانشينى تعيين نكرده است، ولى چون مذهب «شيعه» و «معتزله» قدر مشتركهاى بيشترى دارد، در اعصار گذشته گاهى بسيارى از شيعيان به ملاحظاتى تظاهر به مذهب «معتزله» مىكردند از آن جمله يحيى بن زيد علوى را مىتوان نام برد كه ابن ابى الحديد (مورخ و محقق شهير اهل سنّت) تحقيقات علمى باارزشى از وى نقل كرده است (اين پاورقى از مرحوم كاشف الغطاست)