آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠ - نسخ حكم متعه مردود است
«كسانى هستند كه خدا قلبهاى آنها را همچون چشمانشان نابينا ساخته (منظورش عبداللَّه بن عباس بود كه در آن موقع نابينا شده بود) اينها فتوا به جواز متعه مىدهند! ابن عباس اين سخن را شنيد صدا زد: تو آدم نادان و بى مغز و بىادبى هستى، به جانم سوگند متعه در زمان پيشواى پرهيزكاران جهان على عليه السلام انجام مىشد! ...». [١]
از اين حديث به خوبى استفاده مىشود كه ابن عباس تا پايان عمر و حتى در دوران حكومت «ابن زبير» نيز بر عقيده و فتواى خود باقى بوده است.
و از همه شگفت آورتر، نسبت دادن تحريم متعه به اميرمؤمنان على عليه السلام است، زيرا فتوا به جواز اين موضوع يكى از شعارهاى اهل بيت عليهم السلام محسوب مىشود، مخصوصاً روايات متعددى از شخص امير مؤمنان عليه السلام در انكار تحريم آن نقل شده است.
از كلمات مشهور آن حضرت كه حكم ضرب المثل را پيدا كرده اين است كه مىفرمود:
«لَوْ لا نَهْي عُمَرَ عَنِ الْمُتْعَةِ مَا زَنى إِلّا شَقِيّ!
؛ اگر عمر از متعه نهى نمىكرد هيچ كس جز افراد شقاوتمند آلوده زنا نمىشدند»! [٢] در تفسير بزرگ «طبرى» از آن حضرت نقل شده كه مىفرمود:
«لَوْ لَاأنّ عُمَرَ نَهى النّاسَ عَنِ الْمُتْعَةِ مَا زَنى إِلّا شَقِيّ، أو شِفَا
؛ يعنى اگر عمر مردم را از متعه باز نمىداشت جز شقاوتمندان آلوده زنا نمىشدند، يا جز افراد كمى آلوده نمىگشتند». [٣] ( «شقا» در لغت به معناى «كم» است و يا از «اشفى» گرفته شده كه به معناى مشرف به مرگ و هلاكت مىباشد، و در اين صورت ممكن است كنايه از افرادى باشد كه
[١]. صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٣٣ و سنن بيهقى، ج ٧، ص ٢٠٥
[٢]. تفسير قرطبى، ج ٥، ص ١٣٠ از ابنعباس
[٣]. جامع البيان، ج ٥، ص ١٩؛ تفسير فخر رازى، ج ١٠، ص ٥٠؛ الدرالمنثور، ج ٢، ص ١٤٠ ذيل آيه متعه؛ جامع الاحكام، ج ٨، ص ١٧٨ طبع بيروت؛ التفسير الكبير، ج ١٠، ص ٥٠، طبع ايران به نقل از التشيع غريفى، تفسير طبرى، ج ٥، ص ٩؛ تفسير البحر المحيط، ج ٣، ص ٢١٨