آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦ - تهمت عجيب ديگر
شبيه اين سخنان باطل و بى اساس از قايلين به «وحدت وجود» يا «وحدت موجود» نيز نقل شده است. [١]
[١]. «وحدت وجود» به دو معنا اطلاق مىشود يك معناى آن را بسيارى از محققان پذيرفتهاند و منافاتى با هيچ يك از عقايد مذهبى نيز ندارد و آن وحدت «مفهوم وجود» است، يعنى در عين اينكه افراد وجود متعدد و مختلف است (وجود خداوند، و وجود مخلوقات) ولى همه اين وجودات در معناى «هستى» در مقابل «عدم» شريك هستند و لذا آنچه از لفظ «وجود» مىفهميم در همه جا يكى است (وبه اصطلاح وجود، مشترك معنوى است نه مشترك لفظى) منتها بعضى از افراد اين حقيقت، بى پايان و نامحدود از هر جهت است و آن وجود خداست، و بعضى محدود و آن وجود ممكنات مىباشد، درست مثل اينكه «قدرت» و «علم» در همه جا يك مفهوم دارد و آن مقابل «عجز» و «نادانى» است، ولى قدرت در مورد خداوند بى پايان و نامحدود و خالى از تمام نواقصى است كه لازمه وجودات ممكنه است و در مورد ممكنات چنين نيست (دقت كنيد).
معناى دوم وحدت «مصداق وجود» است، يعنى در سراسر عالم يك فرد وجود و يك هستى بيشتر نداريم و آن وجود خداست، اگر علاوه بر آن وجود واحد قايل به ماهياتى نيز باشيم و معتقد باشيم كه تعدد موجودات و كثرت آنها از جهت انتساب ماهيات مختلفه به آن يك وجود واحد است در اين صورت قايل به «وحدت وجود و كثرت موجود» شدهايم.
ولى اگر ماهيات را در برابر وجود چيزى ندانيم و معتقد باشيم جز وجود، و تطور و رنگهاى وجود، چيز ديگرى نيست و تعدد و كثرت موجودات جهان از ناحيه جلوه همان «وجود واحد» در قيافههاى مختلف است، فى المثل اگر آن وجود واحد را به دريايى تشبيه كنيم، موجودات مختلف امواج گوناگون اين دريا هستند اين عقيده را «وحدت وجود و وحدت موجود» مىگويند.
شكى نيست كه عقيده اخير با مبانى مذهبى به هيچوجه سازگار نيست و لازمه آن اتحاد خالق و مخلوق است و با براهين و استدلالات عقلى نيز سازگار نمىباشد، ولى عقيده دوم (وحدت مصداق وجود و كثرت موجود) خالى از ابهام نمىباشد زيرا وضع «ماهيات» و نقش آنها در اين ميان آشكار نيست و در هر صورت اين عقيده نيز (طبق بعضى از تغييرات) از جهاتى با عقيده سوم مشترك است و با مبانى مذهبى سازگار نمىباشد (دقت كنيد) ولى معناى اوّلى به معناى «وحدت مفهوم و معناى وجود» قابل قبول است