آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤ - داستان طلاق ثلاث
موضوع صراحت دارد كه سه طلاق در يك مجلس ممكن نيست: «الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ» [١]؛ تا آنجا كه مىفرمايد: «فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ». [٢]
تصور مىكنم درباره طلاق ثلاث همين مقدار كافى باشد.
اين بود خلاصهاى از طرق جدايى مرد و زن از يكديگر كه شرح بيشتر آن را بايد در كتابهاى گسترده فقهى مطالعه كرد.
ولى غير از اقسام طلاق كه اشاره شد عوامل ديگرى براى جدايى مرد و زن از يكديگر وجود دارد از جمله عيبهايى است كه در مرد يا زن ممكن است پيدا شود و براى طرف ديگر حق فسخ عقد ازدواج به وجود مىآورد. [٣]
و نيز از جمله عوامل جدايى مرد و زن از يكديگر «ظهار» و «ايلا» است كه شرح آن درفقهى به طور كامل ذكر شده است.
همچنين درباره «عدّه» كه زن بايد پس از جدايى از شوهر نگاه دارد و اقسام آن: عده طلاق، عده وفات، عده وطى به شبهه و ... در كتابهاى مزبور مشروحاً بحث شده، ولى اجمالًا بايد دانست كه از نظر شيعه عدّه وفات پس از فوت شوهر در تمام موارد بر زن لازم است حتى در صورتى كه «يائسه» و «صغيره» و «غير مدخول بها» باشد. [٤]
[١]. سوره بقره، آيه ٢٢٩
[٢]. سوره بقره، آيه ٢٣٠. توضيح اينكه: اوّل آيه به خوبى اين معنا را مىرساند كه طلاقى كه قابل رجوع است دو طلاق مىباشد (الطلاق مرتان) و پس از هر كدام از اينها زوج مىتواند رجوع كند و مىتواند نكند: «فَإمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ» و از ذيل آيه استفاده مىشود كه در طلاق سوم رجوع جايز نيست، بنابراين از مجموع صدر و ذيل آيه مسأله وقوع سه طلاق در سه مجلس به خوبى استفاده مىشود
[٣]. عيوب مجوّز فسخ ازدواج در مردان پنج عيب و در زنان نه عيب است كه شرح آن در كتب فقهى آمده است
[٤]. «يائسه» زنى را گويند كه به حد يأس از حمل رسيده باشد و حد آن از نظر شيعه رسيدن زن به پنجاه سالگى است به جز در زنان هاشمى كه حد آن شصت سالگى مىباشد، «صغيره» دخترى است كه نُه سال كامل ندارد، و غير «مدخول بها» به زنى گفته مىشود كه شوهر به او نزديكى نكرده باشد