آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥ - رمز پيچيدگى مسأله متعه و راه حل نهايى آن
از فرزندان با شخصيت آنها فرزند «متعه» بودند.
نمونه آن جريانى است كه راغب اصفهانى كه از بزرگان علماى اهل سنّت و مرد ثقه و مورد اعتمادى است نقل مىكند و مىگويد:
«عبداللَّه بن زبير، ابن عباس را سرزنش مىكرد كه چرا متعه را حلال مىداند، او گفت از مادرت بپرس چگونه بوى خوش از مجمرههايى كه بين او و پدرت بود برخاست (كنايه از مراسم عقد است). عبداللَّه بن زبير ماجرا را از مادرش سوال كرد، مادرش گفت: به خدا سوگند تو جز از راه عقد متعه به دنيا نيامدى»! [١]
اين جريانى است كه راغب اصفهانى دانشمند معروف اهل سنّت نقل مىكند، ولى آيا هيچ مىدانيد مادر عبداللَّه بن زبير كه بود؟ «اسما» دختر ابوبكر خواهر عايشه، ام المؤمنين! و شوهرش «زبير» از حواريين رسول خدا صلى الله عليه و آله بود! و با اين همه از طريق متعه او را به همسرى در آورد، با اين مدرك روشن در اين مسأله ديگر چرا لجاجت به خرج دهيم؟!
«راغب» پس از نقل اين داستان، جريان ديگرى نقل كرده مىگويد: يحيى بن اكثم (قاضى القضاة معروف) از يكى از بزرگان بصره پرسيد تو در جواز متعه از چه كسى پيروى مىكنى؟
گفت: از عمر بن خطاب! يحيى گفت: يعنى چه؟ عمر از سرسختترين مخالفين متعه بود!
گفت: بله، ولى در روايات صحيح از وى نقل شده كه بر فراز منبر رفت و گفت: «اى مردم! دو متعه بود كه خدا و پيغمبر آنها را براى شما حلال كرده بودند و من آن را تحريم مىكنم و مرتكب آن را مجازات خواهم كرد ...» ما شهادت عمر را در اينباره مىپذيريم اما تحريم او را نمىپذيريم»!! [٢]
[١]. محاضرات الادباء، ج ٣، ص ٢١٤
[٢]. محاضرات الادباء، ج ٣، ص ٢١٤؛ كنزالعرفان، ج ٢، ص ١٥٩ (پاورقى)؛ تراث العقول، ج ٣، ص ٤٨١؛ تفسير نمونه، ج ٣، ص ٣٣٩