آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦ - رمز غيبت امام عليه السلام
ولى اصل وجود آن را با دلايل قطعى ثابت نمودهايم.
مرتب اشاره كردهايم كه در اين بحثهاى فشرده و كوتاه، فقط مىخواهيم متون عقايد شيعه را در اصول و فروع بدون ذكر دليل، روشن سازيم، ولى گاهگاهى اشاره كوتاهى به پارهاى از دلايل مىشود كسانى كه دلايل مشروح اين بحثها را مىخواهند بايد به كتابهاى مفصّلى كه در اين زمينه نوشته شده مراجعه كنند.
در مورد اصل قيام مهدى عليه السلام اخبار فراوانى از طريق شيعه و اهل سنّت نقل شده كه در كتابهاى معروف هر دو فرقه ثبت است. [١]
اما درباره رمز وجود او در حال غيبت اگر چه ما اعتراف به عدم اطلاع كامل از سِرّ حقيقى آن كرديم، ولى در برابر سؤالى كه بعضى از افراد شيعه در اين باره از ما نمودهاند وجوهى ذكر كرده ايم كه ممكن است اسرار اين مسأله را تا حدود قابل توجهى روشن سازد ولى بايد بگوييم كه نمىتوانيم به عنوان يك سلسله دلايل قطعى در اين مسأله اسرارآميز روى آنها تكيه كنيم به خصوص اينكه گاه مىشود انسان مطالبى را درك مىكند ولى در بيان، به طور كامل نمىگنجد. [٢]
آخرين سخن در اين مورد اين است كه: پس از اقامه دلايل قطعى بر لزوم وجود امام در هر عصر و زمان و اينكه زمين هرگز از وجود «حجت و نماينده خدا» خالى نمىگردد، و اينكه اصل وجود «امام» لطفى از جانب خداست و تصرف او لطف ديگرى مىباشد [٣] ديگر كشف اسرار و فلسفه آن ضرورى
[١]. براى اطلاع بيشتر به كتاب منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر عليهم السلام مراجعه فرماييد. ر. ك: نويد امن و امان؛ اصالت مهدويت از آيت اللَّه صافى؛ غاية المأمول از شيخ على ناصف؛ اصالةالمهدوية فى الاسلام از شيخ مهدى فقيه ايمانى؛ الامام المهدى عند اهل السنة؛ كشف الاسناد از ميرزا حسين محدث نورى و معجم الاحاديث الامام المهدى عليه السلام
[٢]. مؤلف عاليقدر در كتاب جنة الماوى بحثى درباره غيبت امام زمان عليه السلام و فلسفه آن نگاشته است. [جنّة المأوى، ص ١٩٥ به بعد]
[٣]. «لطف» در اصطلاح علماى «عقايد و كلام» كليه وسايلى است كه از طرف خداوند براى هدايت انسان ونزديك ساختن او به سعادت و اطاعت فرمان خدا فراهم مىگردد، البته به حدى نمىرسد كه از انسان سلب اختيار شود و اصل قدرت و توانايى نيز وابسته به آن نيست. لطف ممكن است «تشريعى» باشد مانند فرستادن پيامبر و امام يا «تكوينى» باشد مانند نيروهاى گوناگونى كه خدا به ما عنايت فرموده و در راه سعادت و اطاعت فرمان وى به ما كمك مىنمايند. ر. ك: انوارالملكوت فى شرح الياقوت، ص ١٥٣ و ارشاد الطالبيين، ص ٢٧٦ و ٢٧٧