آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - عوامل گسترش تشيّع پس از پيامبر صلى الله عليه و آله
كردن با ابوبكر خوددارى نمودند. [١]
ولى هنگامى كه حضرت ملاحظه فرمود كه ادامه خوددارى او از بيعت، ممكن است باعث شكست غير قابل جبرانى براى عالم اسلام گردد، بيعت نمود، زيرا از يك طرف همه مىدانستند او هرگز «خلافت» را به خاطر علاقه به زمامدارى و حكومت بر مردم و سلطنت و برترى بر ديگران نمىخواهد، داستان او با ابن عباس در «ذى قار» معروف و مشهور است. [٢]
او خلافت را تنها به خاطر تقويت اسلام، و گسترش دامنه اين آيين پاك و اقامه اصول حق و عدالت مىخواست.
و از طرف ديگر مشاهده مىكرد كه خليفه اوّل و دوم كوشش لازم را براى
[١]. ر. ك: تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٠٨؛ الكامل فى التاريخ، ج ٢، ص ٣٢٥؛ تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ١٠٣؛ تاريخ ابوالفداء، ج ٢، ص ٦٣؛ العقد الفريد، ج ٤، ص ٢٥٩
[٢]. «ذى قار» يكى از شهرهاى نزديك «بصره» است كه على عليه السلام به اتّفاق لشكريانش در اثناى راه بصره هنگامى كه براى خاموش كردن فتنه «اصحاب جمل» مىرفت در آنجا منزل نمود. حضرت در اين محل خطبه كوتاه و مؤثرى ايراد فرمود و در ضمن آن تصميم قاطع خود را براى اجراى اصول حق و عدالت- به هر قيمت كه باشد- آشكار ساخت، اين خطبه امروز در نهج البلاغه (خطبه ٣٢) از آن حضرت به يادگار مانده است، پيش از آنكه خطبه را ايراد فرمايند در خيمه مشغول دوختن و وصله كردن كفش خود بود ابن عباس اصرار داشت حضرت هر چه زودتر بيرون آيد و ايراد خطبه نمايد (گويا ابن عباس براى تحكيم پايههاى حكومت على عليه السلام ايراد آن خطبه را خيلى لازم و ضرورى مىدانست).
ولى حضرت با خونسردى از ابن عباس پرسيد: قيمت اين كفش چقدر است؟! ابن عباس گفت ارزشى ندارد! امام فرمود:
«وَاللَّهِ هِيَ أحَبُّ إِلَيَّ مِنْ امْرَتِكُمْ إلّاأنْ أقِيمَ حَقّاً أو أدْفَعَ باطِلًا!؛ به خدا سوگند اين كفش از زمامدارى و خلافت شما نزد من پرارزشتر است! مگر اينكه به وسيله اين زمامدارى حقى را برپا دارم و از باطلى جلوگيرى كنم»! ... راستى هيچ كس مسأله زمامدارى و رياست را چون على عليه السلام نشناخته بود. او مىدانست كه اين مقام (اگر به خاطر تعقيب هدف مقدسى نباشد) فقط دورنماى فريبندهاى دارد كه جز افراد دنياپرستى كه خالى از يك نوع جنون (جنون شهرت و مقام) نيستند آن را نمىطلبند آنهايى كه براى «هيچ» تن به «همه كار»! مىدهند.
آرى روح و فكر بلند او از اين والاتر بود كه فريفته چنين متاع بى ارزشى گردد! و به همين دليل در تمام دوران حكومت خود گرفتارلغزشى نشد وبراى تحكيم موقعيت خويش قدمىبرخلاف حقوعدالت برنداشت