إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٤٧٨ - مستدرك حديث«تزويج فاطمة من على عليهما السلام بأمر من الله تعالى»
الأخضر، فابتدر حور العين من الجنان يرفلن في الحلي و الحلل يلتقطنه و يقلن:
هذا من نثار فاطمة بنت محمد، فهن يتهادينه بينهن الى يوم القيامة.
و منهم الفاضل الأمير احمد حسين بهادر خان الحنفي البريانوى الهندي في كتابه «تاريخ الأحمدي» (ص ٥٣ ط بيروت سنة ١٤٠٨) قال:
و در مدارج النبوة آمده كه از وقائع سنه ثانيه، نكاح فاطمه زهرا و على مرتضى رضي اللّه عنهما. و روايت مىكند أنس رضي اللّه عنه كه بودم من نزد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم پس در گرفت آن حضرت را حالتي كه در ميگرفت او را نزد وحى و ربوده شد از خود پستر گشاده شد آن حالت، به حال خود آمد و فرمود: يا أنس آمد مرا جبرئيل عليه السلام از نزد پروردگار عرش و گفت: به درستى خداى تعالى امر مىكند تو را كه تزويج كنى فاطمه را با على.
و نيز در مدارج النبوة است كه ذكر كرده است جزرى در حصن حصين از صحيح ابن حبان كه چون تزويج كرد آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم على را، فاطمه در آمد در خانه و گفت مر فاطمه را: بيار مرا آبى، پس گرفت فاطمه قدح چوبين را و پر كرد آن را به آب، پس گرفت آن حضرت آن را و انداخت آب دهن مبارك خود را در وى و فرمود فاطمه را: پيش آى، آمد فاطمه، پس پاشيد آب را در ميان سينه شريف و سر مبارك وى و فرمود: خداوندا من پناه ميدهم به تو او را و ذريت او را از شيطان رانده شده، پستر گفت: پشت كن اى فاطمه به جانب من پس پشت كرد به جانب آن حضرت، پس ريخت آب آن حضرت ميان شانههاى او و فرمود: خداوندا من پناه ميدهم به تو او را و ذريت او را از شيطان رجيم.
باز فرمود آن حضرت: بياريد مرا آب، گفت على: دانستم آنچه ميخواهد آن حضرت، پس ايستادم و پر كردم كاسه و آوردم آب را، پس گرفت آن حضرت