پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٢ - اختيارات ولى فقيه از ديدگاه فقها
لازمه اين امر اين نيست كه رتبه معنوى آنان همپايه رتبه پيامبران و امامان تلقى شود، زيرا چنان فضايل معنوى، خاصّ آن بزرگواران است و هيچكس، در مقامات و فضايل با آنان همرتبه نيست.»[١]
امام در همان كتاب مىفرمايد:
«كليّه امور مربوط به حكومت و سياست كه براى پيامبر و ائمه(عليهم السلام) مقرّر شده، در مورد فقيه عادل نيز مقرّر است. و عقلا نيز نمىتوان فرقى ميان اين دو قايل شد».[٢]
امام در جاى ديگرى مىگويند:
«در زمان غيبت، در تمام امورى كه امام معصوم(عليه السلام) در آنها حق ولايت دارد، فقيه داراى ولايت است»
و نيز در جايى ديگر مىفرمايد:
«كليّه اختياراتى كه امام(عليه السلام) دارد، فقيه نيز داراست، مگر دليل شرعى اقامه شود مبنى بر آنكه فلان اختيار و حق ولايت امام(عليه السلام) به سبب حكومت ظاهرى او نيست، بلكه به شخص امام مربوط مىشود و يا اگرچه مربوط به مسائل حكومت و ولايت ظاهرى بر جامعه اسلامى است، لكن مخصوص شخص امام معصوم(عليه السلام) است و شامل ديگران نمىشود».[٣]
اين سخنان حضرت امام(رحمه الله) كه حاكى از ديدگاه مترقّى ايشان در ولايت مطلقه فقيه است، سالها قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، در نجف اشرف و در درس خارج فقه بيان شده، و همان چيزى است كه دشمنان اسلام را بشدّت عصبانى كرده و آنها را در صدد خاموشكردن اين نور الهى قرار داده است.
١. منصوبكردن مهندس بازرگان بعنوان نخست وزير و رئيس دولت موقّت ازسوى امام خمينى(رحمه الله)
حضرت امام(قدس سره) در اينباره مىفرمايند: «و من بايد يك تنبّه ديگرى هم بدهم و آن اين كه، من كه ايشان را نصب كردم، يك نفر آدمى هستم كه بواسطه ولايتى كه از طرف شارع مقدّس دارم، ايشان را قرار دادم. ايشان را كه من قرار دادم واجب الاتّباع است، ملّت بايد از او اتّباع
[١] ن.ك: شؤون و اختيارات ولىفقيه، ترجمه مبحث ولايت فقيه، از كتاب البيع، امام خمينى(رحمه الله)، ص ٣٤ و ٣٣. [٢] همان، ص ٣٥. [٣] همان، ص ٧٧.