پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٣ - تأثير نامطلوب معاشرت با منحرفان و نااهلان
اين حيوان خوك نيست و گوسفند است. بعد از رفتن دزد اول، دزد دوم نزد عابد آمد و پس از عرض سلام واظهار محبت و احترام، سخنان دزد اول را تكرار كرد و به عابد گفت: چرا شما اين خوك را نزد خود نگه داشتهايد و آن را به همراه خودتان مىبريد؟ سرانجام عابد به شك افتاد كه نكند اين حيوان خوك باشد و من تاكنون به جاى گوسفند، آن را نزد خود نگه داشته و از شيرش استفاده كردهام! ترديد و شك باعث شد عابد گوسفند را رها كند و آن دو دزد بدون دردسر گوسفند را ببرند.
هرقدر انسان به باورها و اعتقادات خود پايبند بوده و به چيزى يقين داشته باشد، وقتى شبههافكنان و وسوسهگران مكرر خلاف آن عقايد و باورها را به انسان القا كنند، ترديد و شك در آن عقايد در ذهن انسان پديد مىآيد. از اين جهت قرآن مؤمنان را از گفتوگو و نشست و برخاست با منحرفان و شبههافكنان در دين بازداشته است و مىفرمايد:
وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللهِ يُكْفَرُ بِها وَيُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّى يَخُوضُوا فِي حَدِيث غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ...؛[١] و البته [خدا] در كتاب [قرآن] بر شما نازل كرده كه هرگاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار مىگيرد، با آنان منشينيد تا به سخن غير از آن درآيند، چرا كه در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود....
[١] نساء (١٤)، ١٤٠.