پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤١ - اخلاص و نيت الاهى مقوّم عبادت خدا
خارجى از همه امكانات و تجهيزات برخوردار بود و با قدرت متمركز و خفقانى كه در مملكت ايجاد كرده بود، كمتر كسى جرأت مخالفت با سياستهاى ظالمانه و فاسد آن رژيم را داشت. اما در چنين شرايط بحرانى و خفقانآورى، يك روحانى در قم با دست خالى و بدون نيرو و امكانات، قدم در راه مبارزه با رژيم ستمشاهى مىگذارد و در سخنرانى آتشين خود در سال ١٣٤٢ فرياد مىزند كه اسلام در خطر است و من براى اسلامْ احساس خطر مىكنم و بايد حكومت ضد دينى شاه سرنگون گردد. در آن روز بعضى از علما و بزرگان قم، ناباورانه به سخنان امام مىنگريستند و به ايشان مىگفتند كه جنگ شما با رژيمِ تا بُن دندان مسلّح پهلوى، جنگ مشت و درفش است. شما با كدام پول، نيرو، امكانات و اسلحهاى مىخواهى به مصاف حكومتى بروى كه از ارتش مجهز، نيرومند و كار آزمودهاى برخوردار و از حمايت بىدريغ دولتهاى قدرتمند خارجى بهرهمند است؟ پاسخ امام اين بود كه من احساس تكليف مىكنم و براى انجام تكليف و وظيفهاى كه خداوند بر عهدهام نهاده با اين رژيم مبارزه مىكنم و همه سختىها و خطرات را به جان مىخرم. براى امام، مهم عمل به تكليف و وظيفه الاهى براى مبارزه با بدعتها و مفاسدى بود كه كيان دين و مملكت را تهديد مىكرد و نداشتن امكانات و نيرو و در مقابل، برخوردارى رژيم پهلوى از امكانات، تجهيزات و نيروهاى فراوان خللى در تصميم و اراده امام ايجاد نمىكرد؛ چون ايشان به حمايت و قدرت بىپايان الاهى اميدوار بود و اين سخن خداوند را باور داشت كه: