پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٧ - مفهوم ترس
شجاع نيز رخ مىدهد. چنان كه قرآن درباره حضرت موسى(عليه السلام) نقل مىكند كه وقتى بر اثر سحر ساحران چنين مىنمود كه چوبدستىها و ريسمانهايى كه آنان بر زمين افكنده بودند مىخزند، آن حضرت ترسيد:
فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى * قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الأَْعْلى؛[١] و موسى در خود بيمى احساس كرد، گفتيم: مترس كه تو خود برترى.
البته مقدمات ايجاد ترس و رفتارى كه انسان براى تضعيف، تقويت، كاهش يا استمرار حالت ترس در خود انجام مىدهد، مىتواند اختيارى باشد و ارزشيابى اخلاقى شود و صفت خوب يا بد به خود گيرد. گاهى انسان افكارى را به ذهن خود راه مىدهد يا رفتارى انجام مىدهد كه باعث تقويت و تشديد حالت ترس در انسان مىگردد. براى مثال، افراد ترسو و ضعيفالنفس، به ويژه وقتى شب به تنهايى در جايى به سر مىبرند، با تخيلات خويش حالت ترس را در خود تقويت مىكنند و در نتيجه، ترس آنها به دهشت و وحشت و وارد آمدن خسارتهاى جدى روحى به آنان تبديل مىگردد. در مقابل، گاهى با رفتارها و تمرينهاى خاصى، حالت ترس را در خود مىكاهند يا به كلى زمينه ايجاد آن را از بين مىبرند. اين مقدمات كه رفتار اختيارى انسان هستند، اخلاقاً خوب يا بد به شمار مىآيد و اگر گاهى حالت ترس نيز ارزشگذارى اخلاقى مىشود و مطلوب و خوب يا بد معرفى مىگردد، اين ارزشگذارى به اعتبار همان مقدمات اختيارى است، نه به اعتبار حالت ترس فى حد نفسه.
[١]طه (٢٠)، ٦٧ و ٦٨.