پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٦ - معيار سنجش ارزش انسان
بياوريد. ما اين طرف و آن طرف دنبال او گشتيم، اما او را نيافتيم و نزد مرحوم سلطانآبادى برگشتيم. آن مرحوم با دست به سر خودش زد و نشست و گريه كرد و گفت: آن شخص راست گفت و جريان از اين قرار است كه شبهاى جمعه در منزل ما از مهمانى پذيرايى مىكنيم، و طبق معمول امشب نيز ما مهمان داريم و براى آنها كته تهيه كردهايم، اما نتوانستيم خورشت تهيه كنيم. وقتى من مشغول نماز شدم، به فكرم رسيد كه چون زيبنده نيست كته بدون خورشت در برابر مهمان بگذاريم، بهتر است قدرى شيره تهيه كنم و به جاى خورشت كنار كته بگذاريم. اين همان فكرى بود كه در وسط نماز در ذهن من راه يافت و آن مسافر شيرازى از آن آگاه گرديد و گفت: آخوند رفته است شيره بخرد!
با توجه به اين كه توجه به ماديات از قدر و منزلت انسان مىكاهد و او را بىمقدار و بىارزش مىسازد، بايسته است كه در درجه اول، دل را به ياد خدا مشغول سازيم و در درجه دوم بكوشيم ياد و ذكر خدا در ما سطحى و چون موجى آرام بر روى آب نباشد، بلكه آن ذكر، عميق و همراه با خشوع و خضوع باشد. طبيعى است كه وقتى انسان از عمق دل با خداوند ارتباط يافت، آن ارتباطْ دل انسان را به عرش خدا تبديل مىكند. كسى كه در سايه تلاش و عنايت الاهى به اين سرمايه و كيمياى ارزشمند دست يافته، بايد در حفظ آن بكوشد و نگذارد خيالات و وسوسههاى شيطانى در دل او راه يابند و سرمايه ارزشمند ياد و توجه خدا را از او بستانند. او بايد بداند كه به جاى انحطاط و آلوده ساختن دل به مسائل پست و حقير، به نعمت و سرمايه ياد و ذكر خدا دست يافته كه وسيله نيل