١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٥ - ساختار علوم حدیث با نگاهی جدید

بیان روش صحیح فهم حدیث و نیز تبیین موانعی است که در راه فهم صحیح حدیث وجود دارند، تا خواننده حدیث این موانع را شناخته و از آن‌ها احتراز کند.

تاریخ این علم به دوره صحابه و تابعین می‌رسد.[٣٧] البته طبیعی است که این علم در قرون گذشته تا به این حد روش‌مند و منسجم، نبوده است؛ اما نکته قابل توجهی که در این‌جا وجود دارد این است که در برخی از نصوص کهن[٣٨]، امر به آموختن «فقه‌الحدیث» به منظور مقابله با کسانی که روایات را تفسیر به رأی می‌کردند، وجود دارد که این مطلب خود، حاکی از آن است که فهم دقیق حدیث، ما را از هرگونه رأی و قیاس بی‌نیاز می‌کند.

٢. علم‌الرجال: این علم راویان حدیث را از آن جنبه‌هایی که در اطمینان و یا عدم اطمینان به روایت آن‌ها مؤثر است، مورد بررسی قرار می‌دهد. در واقع این علم، موضوع وثاقت و یا عدم وثاقت راویان حدیث و نیز هر آن‌چه به این موضوع مربوط می‌شود، از جمله دقت راوی در نقل و یا عدم خلط بین نصوص را دربردارد. هم‌چنین علم‌الرجال عهده‌دار بحث از هویت راوی نیز هست و به طور دقیق، اسم، پدر و کنیه‌ راوی و عناوینی که با آن‌ها از او یاد شده است، را مشخص می‌کند؛ برای نمونه، اگر عناوین متعددی برای اشاره به یک راوی خاص به کار رفته، و مقصود از همه آن‌ها نیز یک فرد است، علم رجال این عناوین و آن فرد را به دقت بررسی و مشخص می‌کند تا محقق دچار اشتباه نشده و گمان نکند این عناوین، حاکی از افراد متعددی است.[٣٩]

تاریخ این علم به قرن دوم هجری بازمی‌گردد. البته کتاب‌های رجالی‌ای که به دست ما رسیده است، در قرن سوم هجری تألیف شده است. نکتة جالب توجه این است که از تألیفات علمای شیعه در این حوزه از قرن دوم هجری چیزی به دست نیامده و نگارش اولین تألیفی که امروزه در دست است (رجال البرقی) به قرن سوم هجری


[٣٧]. ر.ک: حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث، ص٦٣ ـ ٨٥.

[٣٨]. حاکم نیشابوری در این راستا روایت ذیل را نقل می‌کند: «از ابوطیب کرابیسی شنیدم که به نقل از ابراهیم بن محمد بن یزید مروزی و او از علی بن خشرم نقل کرد: در مجلس سفیان بن عیینه بودیم که گفت: ای اصحاب حدیث، فقه‌الحدیث را بیاموزید که مفسران به رأی بر شما غلبه کنند. ابوحنیفه هیچ چیزی نگفته است، مگر این‌که ما در آن موضوع یک یا دو حدیث نقل می‌کنیم.» معرفة علوم‌الحدیث، ص٦٦.

[٣٩]. برای نمونه، عناوین ذیل را در معجم رجال‌الحدیث ملاحظه نمایید:«ابن ابی‌عمیر» در: ج٢٢، ص١٠١، شرح حال ١٤٩٩٧؛ «محمد بن ابی‌عمیر» در: ج١٤، ص٢٧٩، شرح حال ١٠٠١٨ و «محمد بن زیاد الأزدی» در: ج١٦، ص٩٢، شرح حال١٠٧٦٦.