حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٨ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»
موجَب(به فتح) بودن فاعلیت الله تعالی را به تصویر میکشد[٢٢٤] ، و علاوه بر معارضبودنش با سه قسم از روایات در نگاه اول، همچنین با طیفی از مستندات وحیانی که «ماسوی» را بدون هیچ استثنایی «مخلوق» و «حادث» معرفی میکند، مخالفت آشکار دارد؛ برای مثال، امامکاظم٧ در بیان تعلیم توحید به محمدبنابیعمیر فرمودند: « وَ هُوَ الْقَدِيمُ وَ مَا سِوَاهُ مَخْلُوقٌ مُحْدَث». [٢٢٥]
بنابراین با توجه به چنین مستنداتی، «ماسوی» بدون هیچ استثنایی، همه «موجود به ایجاد» الله تعالی میباشند، نه به وجودش که علاوه بر نفی خالقیت، ترکیب در ذات او نیز لازم آید.
نکته: با آن که معصوم٧، «مخلوقیت» و «مفعولیت» شیء ازلی را محال و منافی خالقیت الله تعالی میداند، یکی از فلاسفة معاصر به تمام فلاسفة مسلمان نسبت میدهد که آنان معتقدند: «اگر ما فرض کنیم یک موجودی از ازل بوده است ولی... خداست که قیّوم اوست؛ یعنی وجود او ... فیض است از خدا، این همان معنای مخلوقیت و معلولیت است». [٢٢٦]
همچنین ایشان با کمال ناباوری، اعتقاد به آغازداشتن جهان را که پیامآوران وحی، مصّرانه در پی تعلیم آن به موحّدان بودهاند و بزرگانی همچون شیخکلینی، شیخصدوق ، شیخمفید و...[٢٢٧] به شدت از آن دفاع کرده و حتی آن را مستفاد از آیات متکاثره و احادیث متواتره و صریحه دانستهاند [٢٢٨] را تنها به بسیاری از «موحدان اروپایی» نسبت داده است![٢٢٩] حتی تصریح میکند:
«روی اصل توحیدی باید گفت، که عالم آغاز ندارد.»[٢٣٠]
[٢٢٤]. ایشان در مقام تعلیل، «عقول مفارقه» را به منزلة اشعة نور اللهتعالی دانسته و گفته است: «لانها کما علمت بمنزلة اشعة نوره» الاسفار، ج٩، ص١٤١ و حتی آن را داخل در «صقع ربوبی»(مرتبت ذات و صفات و اسماء الهی چنانکه صعق ذات یعنی مرتبت وجود محض و حقیقت الهی. فرهنگ معارف اسلامی، ج٢، ص١١١٠) میداند که به نظر میرسد، علاوه بر موجَببودن فاعلیت، جسمیت و ترکیب حق تعالی را هم رقم میزند.
[٢٢٥]. التوحید، ص٧٦ و الفصول المهمه فی اصول الائمه، ج١، ص١٤٥. و نیز حضرت فرمودند: وَ كُلُّ شَيْءٍ سِوَاهُ مَخْلُوق؛ الکافی، ج١، ص١٠٦.
[٢٢٦]. مجموعه آثار، ج٤، ص١٦٠ الی ١٦٢.
[٢٢٧]. ر.ک: الکافی، ج١ ، ش١ و المرآة، ج٢ ، ص٩١؛ المسایلالعکبریه، ص٢٧ و ٢٩ و ٦٦؛ النکت الاعتقادی، ص١٧ و ... .
[٢٢٨]. ر.ک: المرآة، ج١، ص٢٣٥.
[٢٢٩]. مجموعهآثار، ج٤، ص٣٩.
[٢٣٠]. همان.