١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٢ - سیّدبنطاووس و حوزههای گوناگون روایی

برای نمونه وِردی را از مردی نقل می‌کند که در مسجد بیت‌المقدس نماز گزارده و سپس دعایی را ظاهراً از فرشتگان شنیده است.[٩٦] درباره این‌گونه دعاها توجه به چند نکته شایسته است؛ نخست آن‌که حجم این‌گونه دعاها نسبت به همه مجموعه دعاهایی که سید گزارش کرده است، بسیار اندک است؛ دوم آن‌که در الإقبال شمار این‌گونه دعاها بسیار اندک و شاید نایاب باشد، ولی در الأمان یا مهج‌الدعوات شمار آن‌ها نسبت به همه حجم هر یک از این دو کتاب، اندکی شایان توجه است. نکته دیگر این‌که موضوع این‌گونه دعاها معمولاً موضوعاتی مهم و برجسته نیست؛ مانند: زدودن تب و درد، درمان بیماری‌ها و ... .

ب. خصوصیات اندیشه‌شناختی

قواعدی که سید در گستره روایت‌های ادعیه و اعمال به کار می‌بندد، گاه درباره واژگان این احادیث و جنبه لفظی آن‌هاست، گاه به بُعد معنایی این روایت‌ها می‌پردازد و گاه بدون نگاه به این دو جنبه، اساساً نکته‌هایی را درباره روش درست تعامل با این‌گونه احادیث به دست می‌دهد. این قواعد را در زیر بررسی می‌کنیم:

١. سجع در دعاها

سجع‌داشتن بسیاری از احادیث، خطبه‌ها، نامه‌ها و دعاهای اهل‌بیت: نکته‌ایست روشن که نیاز به گواه و استدلال ندارد. استاد شهیدی می‌نویسد:

«... امیرمؤمنان٧ به سجع‌گویی شناخته بوده است. هنگامی که زینب‌کبری٣ در پاسخ پسر زیاد گفت: «مهتر ما را کشتی، از خویشانم کسی را نهشتی، نهال ما را شکستی، ریشه ما را از هم گسستی. اگر درمان تو این است، آری چنین است.» پسر زیاد گفت: «سخن به سجع می‌گوید. پدرش نیز سخنان مسجَّع می‌گفت».[٩٧]

سیدبن طاووس; نیز با یادآورشدن وجود فراوان سجع در سخنان معصومان: گوش‌زد می‌کند که وی نیز در انشای دعا، گاه از سجع سود می‌جوید و سخن خود را با آن آهنگین می‌سازد.[٩٨] وی سپس به نکته‌ای درخور درنگ اشاره می‌کند و می‌نویسد:

ممکن است در برخی روایت‌ها آمده باشد که سجع در دعا و جز آن، نکوهیده


[٩٦]. المجتنی، ص٨٢؛ برای نمونه‌های دیگر نک: الأمان، ص١٢٠، ١٦٢ و پس از آن.

[٩٧]. ترجمه نهج‌البلاغه، ص « یط ».

[٩٨]. الأمان، ص١٩.