حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٢ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»
مؤید: با وجود اینکه جناب ملاصدرا، برهانی را که نخستین بار ابنسینا،[٢٩٧] به منظور اثبات مسبوقبودن هر پدیده به ماده ـ علاوه بر قوه و امکان ـ اقامه کرده بود را خودش با اندک تغییری در اسفار[٢٩٨] آورده بود، ذیل این روایت، همانند دیگر شارحانِ کافی، نظیر علامهمجلسی[٢٩٩] و مولیمحمدصالحمازندرانی[٣٠٠] و... بعد از بیان این مطلب که: «اختراع و ابداع به معنای ایجاد شیء بدون اصل و نمونه میباشد»، مینویسد: «مراد این است که الله تعالی، اشیا را بدون «ماده» و به نفس قدرتش آفریده است». [٣٠١]
٤. امامباقر٧ به ابیاسحاق لیثی فرمود: « وَ مَنْ زَعَمَ أَنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ مِنْ شَيْءٍ فَقَدْ كَفَر»؛[٣٠٢] و کسی که معتقد است خداوند، اشیا را از چیزی آفریده به او کفر ورزیده است.
طرح شبهه و جواب از تفسیر نمونه :
شبهه : کلمة «بدیع» از ماده «بدع» به معنای به وجودآوردن چیزی بدون سابقه است و این را میرساند که خداوند، آسمانها و زمین را بدون هیچ ماده و نمونة قبلی به وجود آورده است. اکنون این سؤال پیش میآید که مگر میشود چیزی از عدم به وجود آید؟ عدم که نقیض وجود میباشد، چگونه میتواند علت و منشأ وجود باشد؟!...این همان ایراد مادیها در مسئلة «ابداع» است و از آن نتیجه میگیرند که مادة اصلی جهان، ازلی و ابدی است و مطلقاً موجود و معدوم نمیشود.
پاسخ: در مرحلة اول، عین این ایراد به خود مادیها نیز وارد میشود. توضیح این که: آنها معتقدند، مادة این جهان، قدیم و ازلی است و تا به حال چیزی از آن کم نشده و این که میبینیم جهان تا حال تغییراتی پیدا کرده، تنها «صورت» آن است که دائماً در حال تغییر است، نه اصل ماده. از آنان میپرسیم: صورت فعلی ماده که قبلاً به طور مسلّم وجود نداشته، چگونه بهوجود آمد؟ آیا از عدم بهوجود آمد؟ اگر چنین است، پس چگونه «عدم» میتواند منشأ «وجود صورت» گردد؟!
[٢٩٧] . ر.ک: الشفا (الالهیات)، فصل دوم از مقالة چهارم، ص١٧٠ به بعد.
[٢٩٨]. ر.ک: الاسفار، ج٣، ص٤٩ ـ ٥٢.
[٢٩٩]. ر.ک: مرآة، ج٢، ص٨٥، ش١ و البحار، ج٤، ص٢٢٣.
[٣٠٠]. ر.ک: شرح اصولکافی، ج٣، ص٢٢٣.
[٣٠١]. ر.ک: شرح اصولالکافی لصدرالمتألهین، ج١، ص١٧٩.
[٣٠٢]. عللالشرایع، ج٢، ص٦٠٧، ش٨١.