١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٢ - تعامل حديث با دانشهاي بشري

حوزه حدیث و دانش بشری، احساس می‌شود. پژوهش‌گر علوم انسانی و تجربی، باید سؤال را بشکافد و تا حدّ ممکن به مفاهیم بسیط تشکیل‌دهنده آن برسد و پژوهش‌گر حدیث هم باید بتواند هر یک از آن مفهوم‌ها را مصداق و منظور و مقصود یک مفهوم حدیثی کهن قرار دهد.

برای نمونه، اگر دانش روان‌شناسی و جامعه‌شناسی نیازمند به راه‌هایی برای پیش‌گیری و یا درمان «تجمل‌گرایی و تشریفات» است که در روایات به طور مستقیم به آن پرداخته نشده، باید بتواند آن را به عناصر ریزتری، مانند «زیاده‌روی در حسّ زیبادوستی، فخرفروشی، چشم و هم‌چشمی و...» تقسیم کند تا پس از آن محدث بتواند احادیث مربوط به جمال، اسراف، تکبّر، تفاخر، تکلّف و... را به بررسی بنشیند. پس از این نیز مشارکت و گفت‌وگوی روان‌شناس و محدث، ضروری است، زیرا ممکن است هنوز عناصر دیگری در میان باشند. هم‌چنین نیاز است وزن هر یک از این عناصر در تشکیل مفهوم مرکب و نهایی «تجمل» مشخص شود تا ـ برای مثال ـ راه های جلوگیری از اسراف و تفاخر را بر راه‌های جلوگیری از تکلف مقدم بداریم و یا اهمیت بیشتری به آن‌ها داده شود. روشن است که محدث در این‌جا به مفهوم‌شناسی لغوی، عرفی و سپس حدیثی نیاز دارد که شرح بیشتر آن در کتاب روش فهم حدیث و کتاب اخلاق‌پژوهی حدیثی[٦] آمده است.

مفاهیم دیگر در سایر دانش‌های بشری نیز به چنین تجزیه و تحلیلی نیاز دارند. نمی‌توان به یکباره مفهوم «مدیریت» را در احادیث کاوید، همان گونه که پدیدآمدن علم مدیریت نیز دفعی و یکباره نبوده است، اما می‌توان در بخش مدیریت نیروی انسانی، به نکتة مهم برنامه‌ریزی قبلی کار برای کارکنان و بازخواست بعدی از آنان اشاره کرد و آن‌گاه این قطعه از سخنان امام‌صادق٧ را که می‌فرماید: «و رَتَب لكفاتِكَ في كُلّ يومٍ ما يَعمَلُونَ في غدٍ، فإذا كانَ في غدٍ فَاستَعرَضَ مِنهُم ما رتبته لهم بالأمس، وأخرَجَ إلی كُلِّ واحدٍ بِما يوجِبُهُ فعله من كفايةٍ أو عجزٍ فامح العاجز وأثبت الكافي»؛[٧] و برای هر یک از کارکنانت، کارهای فردایشان را مرتب و معین کن و فردا آن‌چه را برایشان


[٦]. این کتاب تألیف حجةالاسلام دکترعباس پسندیده و از مجموعه کتاب‌های درسی دانشکده علوم حدیث است که با هم‌کاری سازمان سمت منتشر شده است.

[٧]. نزهةالناظر و تنبیه‌الخاطر، ص١١٧، ح٥٨.