حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٢ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»
معصوم : تن داده و سخن آنها را که همچون سخن پیامبر اکرم٦ برگرفته از وحی است،[٢٠٠] به گوش جان سپرد، تا شاید با تعقل و تفکر در سخن سراسر نور پیشوایان مکتب حقّة تشّیع و به فضل و لطف خالقِ حق، پای عقل و فکر، به شهر علم پیامبر٦ باز شده و حقیقت آشکار شود.
گفتنی است، در عصر غیبت امامعصر٤، برای رسیدن به دیدگاه پیشوایان معصوم: و تندادن به داوری آنان، دستکم باید دو گام مهم برداشته شود؛
اول: پیش از شکلگیری نفس به سبب نفوذ آموزههای بشری و غیروحیانی، به نصوص وحیانی روی آورده شود؛ زیرا بعد از آن اگر آموزههای وحیانی با آنچه در نفس شکل گرفته تناسب نداشته باشد، ممکن است محکوم به توجیه وتأویل نادرست،[٢٠١]و یا حتی محکوم به انکار شود.[٢٠٢]
دوم: تعقل و تدبر باید در روایاتی باشد که هم از حیث سند، معتبر بوده و هم از حیث دلالت، روشن و متواتر بوده و از متشابهات نباشند.
شایان ذکر است، اگرچه برای «حدوث» و «قدم»، تقسیمات و تعاریف به صورت ابداعی مطرح شده است،[٢٠٣] اما به نظر میرسد لبّ مطلب و محلّ نزاع، همان است که در کتاب منطق، فلسفه، کلّیات علوم اسلامی، با زبانی ساده بیان شده است:
«حادث» در عُرف و لغت به معنای «نو» و «قدیم» به معنای «کهنه» است؛ ولی حادث و قدیم، در اصطلاح فلسفه و کلام، با آنچه در عرف عام وجود دارد فرق میکند. فلاسفه هم که دربارة حادث و قدیم بحث میکنند؛ میخواهند ببینند که
[٢٠٠]. امام صادق٧ فرمودند: «حَدِيثِي حَدِيثُ أَبِي وَ حَدِيثُ أَبِي حَدِيثُ جَدِّي وَ حَدِيثُ جَدِّي حَدِيثُ الْحُسَيْنِ وَ حَدِيثُ الْحُسَيْنِ حَدِيثُ الْحَسَنِ وَ حَدِيثُ الْحَسَنِ حَدِيثُ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ٧ وَ حَدِيثُ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ حَدِيثُ رَسُولِ اللَّهِ٦ وَ حَدِيثُ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَل؛ الكافي، ج١، ٥٣.
[٢٠١]. چنانچه نویسندة تفسیر المیزان، به مناسبتی همین مورد را یکی از چالشهای تفسیر قرآن میداند. ایشان مینویسند: «و کان الکلام فی التفسیر یختلف اختلافاً فاحشاً بحسب اختلاف مشرب المفسرّین بمعنی اَنّ النظر العملی فی غالب الامر کان یحمل علی القرآن من غیر عکس إلّا ما شدّ.» المیزان، ج٥، ص٢٨٣.
[٢٠٢]. این حقیقت تلخ در خصوص « زراره » نیز واقع شده که درسآموز است. (ر.ک: الکافی، ج٧، ص٩٤و٩٥، ش٣).
[٢٠٣]. «حدوث و قدم» در یک تقسیم یا حقیقی است و یا اضافی، و در تقسیم دیگر، پنج قسم است: ١. زمانی ٢. ذاتی ٣. دهری ٤. سرمدی ٥. اسمی. ر.ک: شرحالمنظومه، ج٢، ص٢٨٦ به بعد؛ بدایةالحکمه، ص١٤٧ و کشفالمراد فی شرح تجرید الاعتقاد، مسئله ٣٣، ص٥٧ و شرح کشفالمراد، ص٥٥ و٥٤.