١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٣ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»

چه چیز نو و چه چیز کهنه است؛ اما مقصود فلاسفه از حادث‌بودن و نوبودن یک چیز، آن است که آن چیز پیش از آن‌که بود شده است، نابود بوده است؛ یعنی اول نبوده و بعد بود شده است. مقصودشان از قدیم‌بودن و کهنه‌بودن این است که آن چیز همیشه بوده است و هیچ‌گاه نبوده است که نبوده... فلاسفه، «حدوث» را به «مسبوق‌بودن هستی شیء به نیستی خودش» و «قدم» را به «مسبوق‌نبودن هستی شیء به نیستی خودش» تعریف می‌کنند.[٢٠٤]

در کتاب مزبور بعد از ارائة مطلبی که از قبل به وسیلة اندیشمندان صاحب‌نامی هم‌چون: شیخ‌صدوق، ملاصدرا، قاضی‌سعید‌قمی، علامه‌مجلسی[٢٠٥] و... به ثبت رسیده بود، در ادامه چنین آمده.

بحث حادث و قدیم این است که آیا همه چیز در عالم حادث است و هیچ چیز قدیم نیست؟ یعنی هر چیز را در نظر بگیریم قبلاً نبوده و بعد هست شده است؟ یا همه چیز قدیم است و هیچ چیز حادث نیست؛ یعنی همه چیز همیشه بوده است؟ یا برخی چیزها حادث‌اند و برخی چیزها قدیم؟ یعنی به ‌عنوان مثال، شکل‌ها، صورت‌ها، ظاهرها حادث‌اند، اما ماده‌ها، موضوع‌ها، ناپیداها قدیم‌اند؟ و یا این‌که افراد و اجزا، حادث‌اند، امّا انواع و کُل‌ها قدیم‌اند؟ یا این‌که امور مجرّد و مافوق مادی قدیم‌اند؟ و یا این‌که فقط خدا، یعنی خالق کلّ و علّةالعلل قدیم است و هرچه غیر اوست، حادث است؟ بالأخره جهان حادث است یا قدیم؟متکلّمان اسلامی معتقدند که فقط خداوند قدیم است و هرچه غیر از خداست که به‌عنوان «جهان» یا «ماسوی» نامیده می‌شود، اعم از ماده و صورت و اعم از افراد و انواع و اعم از اجزا و کُل‌ها و اعم از مجرد و مادی همه حادث‌اند؛ ولی فلاسفة اسلامی معتقدند که حدوث از مختصات عالم طبیعت است، و عوالم مافوق طبیعت، مجرد و قدیم‌اند. در عالم طبیعت نیز اصول و کلیات قدیم‌اند، فروع و جزئیات حادث‌اند. علی‌هذا جهان از نظر فروع و جزئیات، حادث است، اما از نظر اصول و کلیات، قدیم است.[٢٠٦]

به نظر می‌رسد، سخنان سخن‌وران معصوم: در این مسئله از چند نگاه قابل پی‌گیری باشد که به منظور اختصار، تنها به چهار «نگاه» اکتفا می‌شود.


[٢٠٤]. منطق، فلسفه، کلیات علوم اسلامی، ص١٧٧.

[٢٠٥] . ر. ک: التوحید، ص٣٠٤؛ رسالة فی الحدوث، ص١٦؛ شرح توحیدالصدوق، ج١، ص١٢١ مرآة العقول، ج١، ص٢٣٥.

[٢٠٦]. منطق، فلسفه، ص ١٧٧-١٧٨