حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦١ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»
بیآغازیِ سلسلة حوادث و تغییرات را بپذیرد.
این در حالی است که چنین التزامی را دیگر اندیشمندان موحد، با استناد به نصوص وحیانی و حکم عقل نپذیرفتهاند، که به سه بیان اشاره میشود:
اول: فیاضیت و جوادیت حق تعالی، در مستند وحیانی، متوقف بر دوام فعلیت اعطا و بذل نیست؛ یعنی خداوند متعال جواد است، چه ببخشد و چه نبخشد و منع کند؛ چنانچه احمدبنسلیمان[٣٤٩] از امامرضا٧ نقل میکند که در مورد فیض حق فرمودند: « فَهُوَ الْجَوَادُ إِنْ أَعْطَى وَ هُوَ الْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ».[٣٥٠]
برخی از محققان نیز گفتهاند: آنچه از لفظ «جواد» به ذهن تبادر میکند، این است که شخص جواد جایی که مقتضای جود باشد، بخل نمیورزد، اگرچه بالفعل از او جودی صادر نشود.[٣٥١]
دوم: افاضة فیض، محلّ قابل میخواهد و قابلیت هر چیزی منوط به وجود مصلحت[٣٥٢] در ایجاد اوست. پس تأخر «فیض» از وجودِ «فیاض مطلق» به دلیل نقص در قابل است، نه فاعل.[٣٥٣]
سوم: صغری: جود و بلکه مطلق فعل خداوند متعال، متوقف بر ارادهای است که ـ همانند قدرت ـ به محال تعلق نمیگیرد؛ یعنی همانگونه که قدرت قادر متعال به خلق شریکالباری و قراردادن دنیا در یک تخم پرنده، بدون اینکه دنیا کوچک و تخم پرنده بزرگ شود و...، به سبب محال بودنشان، تعلق نمیگیرد.[٣٥٤] اعمال قدرت و به تبع آن، جود و فیض او هم به محال تعلق نمیگیرد.
کبری: وجود «ماسوی» و به تبع آن، ایجاد آن در ازل، محال است (چنانچه در سه «نگاه» گذشته بیان شد).
نتیجه: فیض و جود الله تعالی به «ایجاد ماسوی» در ازل به دلیل ممکننبودنش
[٣٤٩]. در معانی الاخبار، ص٢٥٤، برخلاف التوحید، ص٣٧٣ ، ش١٦ و خصال ، ج١، ص٤٣ که موافق الکافی است، به جای «احمد بن سلیمان» ، «احمد بن مسلم» آمده که علیالظاهر تصحیفی رخ داده است.
[٣٥٠]. الکافی، ج٤، ص٣٩، ش١.
[٣٥١]. ر.ک: وجودالعالم بعدالعدم، ص١٨٠.
[٣٥٢]. با توجه به اینکه خود «مصلحت» ، متوقف بر «امکان» است، باید گفت: قابلیت هر چیزی منوط به امکان ایجاد آن است – که در ازل وجودش محال است - ، نه «مصلحت».
[٣٥٣]. ر.ک: کلمالطیب، ص٤١.
[٣٥٤]. ر.ک: التوحید، ص١٣١، ش١٠.