١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٣ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»

مثلاً نقاشی، منظره زیبایی را با قلم و رنگ روی کاغذ ترسیم می‌کند. مادی‌ها می‌گویند: مادة رنگی آن موجود بوده است، ولی این صورت و این منظره قبلاً وجود نداشته. (حال سؤال این است که اگر نبوده) چگونه به‌وجود آمده؟! هر جوابی که آن‌ها برای پیداشدن «صورت» از «عدم» دادند، همان پاسخ را در مورد «ماده» خواهیم گفت. در مرحلة ثانی باید توجه داشت که اشتباه از ناحیه کلمة «از» به‌وجود آمده است. آن‌ها خیال می‌کنند این که می‌گوییم: «عالم» از «نیستی» به هستی آمده، مثل این است که می‌گوییم: میز «از» چوب ساخته شده است که در ساختن میز، چوب باید قبلاً موجود باشد تا میز ساخته شود؛ در صورتی که معنی جمله «عالم از نیستی به هستی آمده» این نیست، بلکه به این معناست که «عالم قبلاً وجود نداشت، پس موجود شد»؛ آیا در این عبارت تضاد و تناقضی می‌بینید؟![٣٠٣]

برداشت: اولاً: به نظر می‌رسد ، صرف نظر از ایرادهای اهل فن[٣٠٤] به شاکله و نتیجة این برهان منتسب به فلاسفه، که لازمة آن یا وجود اصل قدیم و ازلی غیر باری‌تعالی و یا مادة ممکنات‌بودن ذات الله‌تعالی است (معاذ الله)[٣٠٥] و هر دو دیدگاه نیز به قِدَم «ماسوی» منتهی می‌شود، مستندات وحیانی نیز علاوه بر نفی «خلق من شیء»، التزام به آن را ـ علاوه بر این که عبور از خط قرمزهائی می‌داند که در قسم دوم از "نگاه" اول ذکر شد، هم‌چنین، نافی تقدم حقیقی الله تعالی[٣٠٦] و نافی ابداعی و اختراعی‌بودن فعل حضرت حق[٣٠٧] و بالأخره مساوی با کفر می‌دانند.[٣٠٨] نتیجه آن که «ماسوی» از «مادة» ازلی و قدیم پدید نیامده‌اند.

ثانیاً: این‌که گفته شده: «اگر بشر نمی‌تواند از «هیچ» یک چیز بسازد، مربوط به عجز و ناتوانی بشر نیست، بلکه این کار فی‌حدذاته محال و ممتنع است»[٣٠٩]، به جهت این


[٣٠٣]. تفسیر نمونه، ج١، ص٤٢١ و ٤٢٠ ، ذیل آیة ١٢٧ سورة «بقره».

[٣٠٤]. از مهم‌ترین ایرادها، علاوه بر آن‌چه در تفسیرنمونه ذکر شده، عبارت‌اند از: الف: راه‌یافت مغالطه در شاکله این برهان (ر.ک: ترجمه و شرح بدایة‌الحکمه، ج١، ص٧٢)، ب: تسلسل در جانب مبدأ (ر.ک: مجمع‌البحرین، ج٥، ص١٥٩ و مناهج‌الیقین فی اصول‌الدین، پاورقی، ص٧١)، ج: نفی قدرت الله تعالی (ر.ک: شرح اصول الکافی، مولی محمدصالح‌مازندرانی، ج٣، ص٢٢٣).

[٣٠٥]. ر.ک: شرح اصول الکافی لصدرالمتألهین، ج٤، ص٩.

[٣٠٦]. ر.ک: الکافی، ج٨، ص٩٤، ش٦٧، «لیس هو یتقدمه».

[٣٠٧]. ر.ک: الکافی، ج١، ص١٠٩، ش٣ و التوحید، ص٩٨ ، ش٥، «فیبطل الاختراع».

[٣٠٨]. ر.ک: علل‌الشرایع، ج٢، ص٦٠٢، ش٨١، « مِنْ شَيْ‌ءٍ فَقَدْ كَفَر».

[٣٠٩]. مجموعه آثار، ج٦، ص٧٢٧.