حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٧٤
و أصله معتمد عليه و كذا قال النجاشي. و الأولى عندي التوقف فيما ينفرد به.[٣٧٨]
اسحاق بن عمار بن حیان، ابویعقوب صیرفی از موالی بنیتغلب، از بزرگان اصحاب ما و ثقه بوده است، از امامصادق٧ و امامکاظم٧ روایت نقل کرده و فطحی بوده است. شیخطوسی گفته: جز اینکه او ثقه و اصل او مورد اعتماد است. این را[٣٧٩] نجاشی نیز گفته. و به نظر من بهتر آن است که در منفردات او توقف شود و بر اساس آنها فتوا داده نشود.
چنانچه روشن است، علامه، صدر کلام خود را از عبارت نجاشی و ذیل را از عبارت شیخ استفاده کرده است.
ابنداود نیز گفته: إسحاق بنعمار بن حيان، مولى بنيتغلب أبويعقوب الصيرفي م [جش كش]: ثقة هو و إخوته [ست]: فطحي و لكنه ثقة معتمد عليه؛[٣٨٠]
اسحاقبنعماربنحیان، ابویعقوب صیرفی از موالی بنیتغلب، نجاشی و کشی در مورد او گفتهاند: او و برادرانش ثقهاند. و شیخطوسی در الفهرست گفته: فطحی است، اما ثقه و مورد اعتماد است.
صاحب جامعالرواة نیز مانند علامه و ابنداود عمل کرده و هر دو عبارت نجاشی و شیخ را در ذیل یک عنوان جمع کرده است.[٣٨١]
مرحوم کاظمی نیز در هدایةالمحدثین (معروف به مشترکات کاظمی) او را موثق دانسته که ظهور در غیرامامیبودن او دارد.[٣٨٢]
آیةاللهخویی نیز از طرفداران این نظریهاند و میفرماید: و ربما يقال: إن الفطحي هو إسحاق بن عمار الساباطي دون الصيرفي فإنه من الثقات الأجلاء و لم يكن فطحياً. و لكن الصحيح أنهما شخص واحد ينسب تارة إلى بلده و أُخرى إلى شغله...؛[٣٨٣]
[٣٧٨]. الخلاصة، ص٢٠٠، رقم١.
[٣٧٩]. روشن است که مراد از «ذلک» وثاقت اسحاق بنعمار است، نه فطحی بودن وی، زیرا چنانچه گذشت، نجاشی به هیچ وجه فطحیبودن او را عنوان نکرده است.
[٣٨٠] . رجالابنداود، ص٥٢، رقم١٦١.
[٣٨١]. رک: جامعالرواة، ج١، ص٨٢..
[٣٨٢]. رک: هدایةالمحدثین، ص١٧.
[٣٨٣] . موسوعةالإمام الخوئي، ج١١، ص٢٣١.