حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣١ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»
مقدمه
یکی از بحثانگیزترین مسائل اعتقادی که از دیرباز نگاه اهل دقت و اندیشه را به خود جلب کرده[١٩٢] و در زمان امامان معصوم: نیز از بازار گرمی برخوردار بوده است،[١٩٣] مسئلة «حدوث» یا «قِدَم» ماسوی است. مطالعة سخنان سخنوران معصوم: و ملاحظة نوشتههای به ثبترسیدة اهل فن، بهویژه هنگام موضعگیری در برابر مخالفان که گاهی با ادبیات بسیار تندی نیز همراه بوده است،[١٩٤] و همچنین رابطة تنگاتنگ این مسئله با مباحث «توحیدی»، اهمیت این بحث را بیشتر آشکار میکند.
اگرچه بنا بر ادعای کارشناسان، اجماع همة شرایع و ملتها، اعم از یهود، نصاری، مجوس و مسلمان، بر حدوث ماسوی به این معنا که نبوده و بود شده[١٩٥]، تعلق گرفته است [١٩٦] و حتی آن را از ضروریات دین نیز دانستهاند،[١٩٧] و نزد اصحاب معصومین : نیز نفی ازلیّت ما سوی از امور مسلّم و غیر قابل تردید بوده است؛[١٩٨] لکن موضعگیری برخی از اندیشمندان تأثیرگذار و بلندآوازگان عرصة فکر و اندیشه، در پشت سنگرِ «قِدَم عالم»، ایجاب میکند تا به منظور عمل به این دستور وحیانی که: «حق را بشناس تا اهلش را بشناسی»، [١٩٩] برای شناخت حق و به تبع آن شناخت اهل حق، به داوری داوران
[١٩٢]. ر.ک: بحار الانوار، ج٥٤، ص٢٣٣ و ص٢٤٨.
[١٩٣]. چنانچه علامه مجلسی; مینویسد: «فقیر در کتاب بحارالانوار، قریب به دویست حدیث از کتب معتبر خاصه و عامه در این باب ایراد نمودم، به ادلة عقلیه...» حقالیقین، ص٢٤.
[١٩٤]. برای مثال، علامه حلّی; در پاسخِ «سیّد مهنّا» که نظر وی را دربارة کسی که معتقد به «توحید»، «عدل»، «نبوّت» و «امامت» میباشد؛ ولی معتقد به «قِدَم عالم» هم هست، جویا شد ، نوشت: «من اعتَقَد قدم العالَم، فهو کافِر بلاخلاف، لِأنَّ الفارق بین المسلِم و الکافِر ذلِکَ و حُکمُه فی الآخرة، حکم الباقی الکفّار بالاجماعِ»؛ اجوبةالمسائل المهنّائیّة، مسئله ١٣٨١. همچنین (ر. ک: رسالة فیالحدوث، ص ١٥ ـ ١٦؛ البحار، ج٤، ص٢٥٩؛ جواهرالکلام، ج٢٢، ص٥٨ ؛ کشفالغطاء، ج٢، ص٥٩ و رسائل و مقالات، ج٥ ، ص٥٥).
گفتنی است برخی از رهبران دینی عامه نیز در این مسئلة پُرتنش، از همین ادبیات بهره جستهاند؛ ر. ک: التندید بمن عدَّد التوحید، ص٦٧ و السیف الصقیل فی الرّد علی ابنزفیل، ص٤٤٨.
[١٩٥]. برخلاف برخی از معاصران که تلاش کردهاند «حدوث» مورد اجماع همة ادیان را، تنها در معنای «مخلوق» و «نیازمندی به خالق» (حدوث ذاتی) جلوه دهند (ر.ک: هزار و یک کلمه، ج٤، ص٢٦٣)، جناب ملا صدرا;، به شدت با چنین تأویلی مخالفت کرده و مینویسد:«... و ذلک القول فیالحقیقة تکذیب للانبیاء من حیث لا یدری و لا یخلص قائله و لا یأمن من التعذیب العقلی و الحرمان الابدی...»؛ ر. ک: رسالة فی الحدوث، ص١٦.
[١٩٦]. رسالة فی الحدوث، ص ١٦و ... .
[١٩٧] . ر.ک: عینالیقین الملقب بالانوار و الاسرار، ج٢، ص٣٧٥؛ بحارالانوار، ج٥٤، ص٢٣٨ و ... .
[١٩٨] . چنانچه برخی از محدثین با استناد به دو روایت از کتاب کافی (ج ١، ص١٠٧، ش ٥و٦) به آن اشاره فرمودند.(ر.ک: البحار، ج٥٤، ص ١٤٢).
[١٩٩]. امیرالمؤمنین٧ به حارث همدانی فرمودند: « إِنَ دِينَ اللَّهِ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ بَلْ بِآيَةِ الْحَقِّ فَاعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَه»؛ (ر.ک: الامالی للمفید، ص٤ ، ش٣ و الامالی للطوسی، ص٦٢٥ ، ش ٢٩٣ ـ ٢٩٥.