١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٨ - سیّدبنطاووس و حوزههای گوناگون روایی

گستره، دگرگونی‌ای شایان توجه در شیوه نگارش، گزینش موضوع‌ها و زمینه‌های دیگر این ادبیات پدید آورده است.

سید و روایت‌های تاریخی

بخشی از نگارش‌های سید به موضوع‌های تاریخی پیوند می‌خورد. سید در این گستره، کتاب‌هایی را نگاشته بود؛ مانند: الاصطفاء فی أخبار الملوک و الخلفاء، التحصیل که گزیده‌ای از ذیل ابن‌نجّار بر تاریخ بغداد بوده است و المَلهوُف علی قتلی الطفوف و...؛ ولی به هر روی از میان کتاب‌های سید که جداگانه به موضوعی تاریخی می‌پردازد؛ اکنون تنها الملهوف یا اللهوف در دست است. موضوع اصلی کتاب، مقتل امام‌حسین٧ است؛ البته گزارش‌های تاریخی سید در این کتاب گزیده نمی‌شود و وی در لابه‌لای برخی کتاب‌های دیگر نیز به مناسبت‌های گوناگون از این‌گونه گزارش‌ها سود می‌جوید.[١٥٥]

باری، کمیِ نگاشته‌های تاریخی سید که اکنون در دست ماست، سبب می‌شود آگاهی‌های ما درباره اندیشه‌های تاریخی سید بسیار کاهش یابد و سرانجام نتوانیم ارزیابی همه‌جانبه و کاملی در این ‌باره به دست دهیم؛ از این ‌رو، به یادکرد چند نکته که درباره چگونگی تعامل سید با روایت‌های تاریخی درخور توجه می‌نماید، بسنده می‌کنیم.

الف) چیرگی جنبه گزارش بر صبغه ارزیابی و تحلیل

با درنگ در روایت‌ها و کتاب‌های تاریخی سید درمی‌یابیم که رسالت نخستین آن‌ها، گزارش رخ‌دادهای تاریخی است و نه تحلیل آن‌ها. همین نکته سبب شده است که گاه به روایت‌هایی برخوریم که جای نقد دارند، ولی سید از کنار آن‌ها گذشته است![١٥٦] این چیرگی صبغه گزارش، ریشه در کجا دارد؟ به نظر نگارنده، یکی از سه نکته ذیل و یا شاید هر سه در این‌جا اثرگذار بوده است:

١. نص‌گرایی سید

می‌دانیم که سید، دانش‌وری نص‌گراست که با روایت‌ها سر و کار دارد؛ گرچه این نص‌گرایی به این معنا نیست که سید به معانی و لوازم هر چه می‌نویسد بی‌اعتناست،


[١٥٥]. برای نمونه: در الاقبال، ص٧١ داستان هجرت‌رسول‌اکرم٦ به مدینه، ٧٦٤ و پس از آن داستان غدیرخم و ... .

[١٥٦]. در دنباله سخن نمونه‌هایی را پیش دید می‌نهیم.