١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٤ - سیّدبنطاووس و حوزههای گوناگون روایی

پشتیبانی می‌کنند. سید خود، همین روند را در تفسیر آیات نخستین سوره «نبأ» در پیش گرفته است.[١٣٨]

امّا در کنار این نکته باید یادآوری کرد که سید در موارد زیادی نیز بدون آن‌که بر خود لازم ببیند که در تفسیر آیه‌ای از قرآن، از آیات دیگر کمک گیرد، مستقیماً به روایت‌ها مراجعه می‌کند و به بررسی چگونگی پیوند آن‌ها با آیه می‌پردازد.[١٣٩] شاید از این گونه‌گونی روش بتوان این‌گونه برداشت کرد که سید هیچ یک از دو روش تفسیر «قرآن به قرآن» یا «تفسیر روایی» را روش منحصر در تفسیر آیات نمی‌دیده است و به تناسب موضوع آیه یا صلاح‌دید خود، یکی از دو روش را به کار می‌بسته است. گاه نیز از هر دو روش سود جسته و ظاهراً هر دو معنای برآمده از آیات دیگر یا از روایات را در آنِ واحد، قابل پذیرش و یا دست‌کم محتمل می‌داند.

ج) سید و تأویل قرآن

از نگاه سید شمار آیات متشابه در قرآن قابل توجه است.[١٤٠] گرچه قرآن در ذات خود روشن است و روش‌نگر، ولی این روشن‌گری برای همگان به یک‌سان جلوه نمی‌کند؛ از این ‌رو گریزی نیست که کسانی از سوی خداوند، حقایق آن را برکشند و پیش دید نهند و تأویل آن را بشناسانند. این کسان، معصومان: هستند که خداوند آن‌ها را «راسخان در علم»[١٤١] نامیده است.[١٤٢] سید همین حقیقت را از زاویه‌ای دیگر نیز توضیح می‌دهد. به باور وی، بدون وجود امامی معصوم، که از سوی خداوند راز و رمز قرآن را پیش دید نهد، گفت‌وگوها و گونه‌گونی دیدگاه‌ها و کشاکش‌ها بر سر تفسیر آیه‌های قرآن، برچیده نخواهد شد. بودن امام سبب می‌شود، حقیقت قرآن با همه ابعاد و زوایای آن برای ما روشن گردد و «مُبین»بودن قرآن در عمل تحقق یابد،[١٤٣] و در آن هنگام دیگر گمانه‌زنی‌ها و احتمال‌پردازی‌ها از ساحت تفسیر، رخت برخواهد


[١٣٨]. سعدالسعود، ص٤٠٤.

[١٣٩]. برای نمونه سعدالسعود، ص٤٠٨ در تفسیر چند آیه از قرآن مانند: )کل نفس ذائقة الموت...F (آل‌عمران، آیه١٨٥) روایتی از ابن‌عباس را به نقل از تفسیر کلبی می‌آورد و بر آن خرده‌ای نمی‌گیرد. هم‌چنین ر.ک: ص٢١٦، ٢٢٥، ٤٠٩، ٤١٤، ٤٢٤ و٤٣٠.

[١٤٠]. سعدالسعود، ص٥١١.

[١٤١]. اشارت است به بخشی از آیه هفتم سوره آل‌عمران: )... و ما یعلم تأویله إلّاالله و الراسخون فی العلم...F.

[١٤٢]. سعدالسعود، ص٤٣٣ – ٤٣٢.

[١٤٣]. همان، ص٤٩٤.