حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٧٦
چنانچه روشن است، ایشان فطحیبودن اسحاق را منسوب به «قیل» کرده که بیانگر تردید ایشان در این زمینه است.
محقق سبزواری نیز در ذخیرةالمعاد گفته: «...و في طريق هذه الرواية إسحاقبنعمار و هو فطحي لكنه ثقة.»؛[٣٨٩]
در سند این روایت اسحاق بنعمار است که فطحی است، اما ثقه میباشد.
نظریه دوم: تعدد و اشتراک در اسم
به نظر میرسد، این نظریه را اولین بار شیخ بهایی (١٠٣١ ه. ق) در المشرقالشمسین مطرح کرده است. وی میگوید: و اعلم أنّه قديختلف كلام علماء الرّجال في ترجمة الرّجل الواحد، فيظن بسبب ذلك اشتراكه، ...و قد يكون الرّجل متعدّدا فيظن أنه واحد، كما وقع له[٣٩٠] طاب ثراه في إسحاق بن عمّار، فإنّه مشترك بين اثنين: أحدهما من أصحابنا، و الآخر فطحي، كما يظهر على المتأمّل، فلا بدّ من امعان النّظر في ذلك؛[٣٩١]
توجه شود که گاهی تعابیر علمای رجال در مورد راوی واحد، به گونهای اختلاف دارد که به نظر میرسد آن شخص متعدد است، ... و گاهی شخص در واقع متعدد است، اما پنداشته میشود که یک نفر است؛ چنانچه این پندار نادرست برای علامهحلی در مورد اسحاق بن عمار پیش آمده (که او را واحد دانسته، اما حقیقت این است که) این عنوان مشترک بین دو نفر است: یکی از آن دو از اصحاب امامیه و دیگری فطحی است. چنانچه اگر کسی در این زمینه دقت کند، برای او روشن میشود. پس در این گونه موارد باید دقت کافی را به کار برد.
البته پیش از شیخبهایی، بعضی فطحیبودن اسحاق را منسوب به «قیل» کردهاند، که نشان از تردید ایشان در این موضوع دارد، ولی تصریح به تعدّد نکردهاند؛ برای مثال، فاضل مقداد (٨٢٦ ه. ق) در شرح مختصرالنافع محقق حلّی میگوید: و أما اختيار المصنف فهو قول ابنإدريس لأصالة صحةِ الحج و ضعفِ الرواية فإن إسحاق قيل انه فطحي؛ [٣٩٢]
[٣٨٩]. ذخيرة المعاد في شرح الإرشاد، ج٢، ص١٩٦.
[٣٩٠] . یعنی علامه حلی;.
[٣٩١]. مشرقالشمسين و إكسيرالسعادتين مع تعليقات الخواجوئى، ص٩٥.
[٣٩٢]. التنقيح الرائع لمختصر الشرائع، ج١، ص٥٦١.