حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٨٦
حال از آنجا که بنا بر دلایل پیشگفته، برای ما ثابت است که «اسحاقبنعمار» در روایات، شخص واحدی است و متعدد نیست، پس مراد از تمامی «اسحاقبنعمّار»ها در روایات همین اسحاق فرزند «عمّار بن موسی» ساباطی است و طبق روایت مزبور، مانند پدر و سایر طایفه خود بر فطحیت باقی مانده است. شهادت شیخطوسی به فطحیبودن او نیز مؤید این مطلب است.
اما ردّ این دلیل بسیار روشن است، زیرا به نظر میرسد که این روایت در التهذیب دچار تصحیف شده و صحیح، آن چیزی است که خود شیخ در الخلاف روایت کرده:
و روی إسحاقبنعمار قال: سمعته يقول: كان موسیبنعمران إذا صلّی لم ينفتل حتى يلصق خده الأيمن بالأرض، و خده الأيسر بالأرض. قال: و قال إسحاق رأيت من يصنع ذلك، قال ابنسنان: يعني موسیبنجعفر٨ فيالحجر، في جوف الليل؛[٤٢١] اسحاقبنعمار روایت کرده و گفته: از امام(صادق)٧ شنیدم که میفرمود: «موسیبنعمران پس از نماز، بر نمیخاست مگر اینکه گونة راست و چپ خود را بر زمین میگذاشت.» اسحاق گفت: من کسی را دیدم که این کار را میکرد. محمدبنسنان گفت: منظور اسحاق، موسیبنجعفر٨ است که نیمههای شب در حجر اسماعیل این کار را میکرد.
از دقت در روایت الخلاف معلوم میشود که در نسخة التهذیب، کلمه «من آبائی» اضافه و «ابنجعفر٨» حذف شده است. پس معلوم میشود محمدبنسنان در این روایت، اصلاً جدّ اسحاقبنعمار را معرفی نمیکند تا ثابت شود اسحاق، فرزند عماربنموسیساباطی است تا بر مبنای روایت کلینی و کشی، فطحیبودن او نتیجه شود.
دو قرینه بر صحیحبودن نسخة الخلاف و تصحیفشدن و نسخة التهذیب وجود دارد:
١. قرینة مقام اقتضا میکند که اسحاقبنعمّار، فعل موسیبنجعفر٨ را ذکر و به آن استشهاد کند، نه فعل پدران خود را.
٢. این روایت را محققحلّی (در المعتبر)، علامهحلی (در التذکرة، المنتهی و النهایة) و صاحب مدارک، مانند نسخه الخلاف نقل کردهاند.[٤٢٢] این استدلال و ردّ آن را مرحوم ابوالهدی
[٤٢١]. الخلاف، ج١، ص٤٣٧.
[٤٢٢]. ر.ک: المعتبر، ج٢، ص٢٧١؛ منتهیالمطلب، ج٥، ص٢٤٧؛ تذكرةالفقهاء، ج٣، ص٢٢٤؛ نهايةالإحكام، ج١، ص٤٩٨ و مداركالأحكام، ج٣، ص٤٢٤.