حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٢ - تعامل حديث با دانشهاي بشري
احاديث طبّى را عمومى، جاويدان و براى هر زمان و مكان ندانسته است.
در صورت اخير، راهى براى يك پژوهش گستردة ديگر را گشودهايم و آن بازيابى شرايط و زمينههايى است كه راه درمان پيشنهادى معصوم٧ را موجّه و معقول كرده بود.
گفتنى است نمونه مذکور، شاهدى بر عدم عموميت دارد و آن توصية خوردن انگور سياه به پيامبران است و آن هم در واقعة توفان نوح؛ یعنی افراد خاص و یا زمانهای ویژه. راههاى ديگري كه احاديث براى درمان افسردگى پيشنهاد ميدهند، مانند شستن لباس و نظافت سر و گردن نیز مىتواند قرينهاى بر عدم انحصار و متعددبودن راههای متناسب با بيماران و گرفتاران گوناگون باشد.
٢. ناآشنايى با روشهاى تجربى
ناآزمودگى در تحقيق، از بزرگترين موانع پيشبرد آن است و به كاربستن روش تجربى براى تحقيق گزارههاى دينى، مستلزم وجود پژوهشگرانى است كه در دو حوزه دين و علم و در بحث ما، حديث و روانشناسى به خوبى و به شيوه مدرسهاى درس آموخته و تجربه اندوختهاند و اين مطلوب، هماكنون حاصل نيست؛ اگرچه متخصصانى داريم كه در كنار زمينه اصلى تحقيق خود، با كليات حوزه ديگر آشنا شدهاند، اما اين مقدار آشنايى براى نظريهپردازى و بهرهگيرى كامل از هر دو شاخه علم و دين، بسنده نيست؛ بهويژه آنكه پيشينه اين همكارى متقابل در جهان غرب، قرين با موفقيت نبوده است و دادههاى دينى منسوب به مسيحيت و نيز كوتهبينى برخى از عالمان دينى، از بارورشدن آن جلوگيرى نموده است.
برای نمونه، برخى از كشيشان با ورود به عرصة علم روانشناسى، به جاى كار طاقتفرسا براى تأليف اين دو حوزه و كاربرد روش درازدامن و وقتگير آزمون و خطا، بيشتر از روانشناسى وام گرفتند تا در وعظ و خطابه و مشورتهاى محلّى و اجتماعى، شأنى نو براى خود و يا مذهب بسازند. از اين رو، بدون تتبع كافى و تنها با چنگزدن به يكى ـ دو آية انجيل و جملة كوتاه، انبوهى از تحليلها، استنباطها و نتيجههاى كمارتباط را متكلّفانه، بر آن بار مىساختند و سپس آن را رها مىكردند، بدون آنكه اين اطلاعات را به صورت يك فرضيه كارگشا و آزمونپذير درآورند تا با روشهاى معمول، به تأييد و ابرام و يا ردّ و انكار آن بپردازند. اين جريان در ايران نيز، هرچند با گسترهاى كمتر،