حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٤ - تعامل حديث با دانشهاي بشري
« نشانهشناسی» میپردازند؛ یعنی در شناسایی یک بیماری روحی و یا عادت رفتاری، ما را یاری میدهند. دسته سوم نیز احادیثی باشند که با تشخیص علت بیماری و حالت خاصّ روحی و گاه به طور مستقیم، راه مهار، درمان و یا تثبیت یک وضعیت روحی مثبت را نشان میدهند.
ادعا این است که در هر یک از این سه دسته، امکان فرضیهسازی موجود است. به سخن دیگر، مطالعه و بررسی حدیث در انتهای راه نیست، بلکه باید در اولین مرحلة آغاز پژوهش و در آنجا که به یک فرض نخستین، اما نزدیک به واقعیت نیاز داریم، از حدیث بهره ببریم، زیرا تعداد معتنابهی از احادیث به گونهای هستند که میتوان از آنها، گزارههایی آزمونپذیر را استخراج کرد. اینجانب در دانش طبّ و روانشناسی، دو نمونه تجربهشده و نشریافته سراغ دارم که حاصل همکاری دارالحدیث و دو دانشجوی دکتری طبّ و روانشناسی است که در کتابهای دانشنامه احادیث پزشکی و پژوهشی در فرهنگ حیا گزارش شدهاند.[٨]
٤. صحت انتساب
به هنگام آوردن فرآوردهها براى برقرارى ارتباط و افكندن تناظر ميان گزارههاى دينى و علمى، هر يك از طرفين بايد بتوانند با اطمينان نسبى، نظر ارائهشده را به حوزه شناختى خود منسوب دارند؛ از اين رو در حوزه دين و بهويژه حديث بايد از روش بازيابى خانواده حديث سود جست و تنها در صورتى كه يك مجموعه درخور و با مضامين همسو و همساز فراهم آمد، اقدام به گزينش و چينش آنها نمود و در مرحله نخست، از مفاهيم متكلّفانه و با واسطههاى متعدد تحليلى، پرهيز نمود؛ به گونهاى كه با در اختيار نهادن ترجمه و به شرط توجه مخاطب به احاديث مشابه و هممضمون، همان معناى ادعاشده به ذهن مخاطب خطور كند، و اين همان بحث حجيّت ظواهر در اصول است.
بر اين اساس، فرضيه ابتدايى از آن مقدار اعتبار برخوردار است كه ورود ما به فرآيند درازمدت و پرهزينه آزمون و تحقيقات ميدانى براى كاربردىكردن گزارههاى حديثى را
[٨]. نمونه طبّی این کار « اثمد» یا همان سرمه و اثر آن بر دستگاه بینایی است. گزارش علمی این پژوهش در مقدمة کتاب دانشنامه احادیث پزشکی، اثر آیةالله ریشهری، ص ٢١ تا ٢٣ آمده است. نمونه روانشناختی نیز تهیه آزمون « حیاسنجی» از سوی همین مؤسسه با کمک روانكاو مشهور، دکترگلزاری است.