حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٨٨
«ساباطی» را نیز دارا بود و طبق عادت میبایست دستکم در چند مورد از اسناد روایات با این وصف میآمد، چنانچه «عمّار» ساباطی در غالب موارد با این وصف آمده است.[٤٢٦] بنابراین، اسحاقبنعمار فرزند عمارساباطی فطحی نیست.
٢. «عمّاربنموسی ساباطی» و «اسحاق بن عمّار الصیرفی» هر دو از راویان پرروایت هستند و اگر اسحاق فرزند عمّاربنموسی ساباطی و مانند پدرش فطحی بود، به طور معمول میبایست دستکم در چند مورد ـ هرچند نادر ـ از پدرش روایتی نقل میکرد، در حالی که چنین چیزی نیست.[٤٢٧]
خلاصه آن که بنا بر این دو دلیل، اسحاق فرزند عماربنموسی ساباطی نیست. از این رو، نمیتوان با روایت کافی و کشی که دلالت بر باقیماندن طایفه عماربنموسی بر فطحیت دارد،[٤٢٨] فطحیبودن او را ثابت کرد.
٣. شیخطوسی در الرجال در باب اصحاب امامکاظم٧ نام اسحاقبنعمار را آورده و در آن جا تنها به وثاقت وی تصریح کرده و هیچ حرفی از ساباطی یا فطحیبودن وی نزده: «إسحاق بن عمار، ثقة له كتاب.»[٤٢٩] با اینکه شیخ، الرجال را پس از الفهرست نوشته است.
٤. روایاتی که به ظاهر در ذمّ اسحاق وارد شده، هیچ یک دالّ بر انحراف مذهب او به طور عموم و دالّ بر فطحیبودن او به طور خصوص نیستند. (توضیح بیشتر در این باره در پایان خواهد آمد.)
بر اساس این دلایل، قائلان به امامیبودن اسحاق معتقدند که در الفهرست، سهوی در قلم شیخ رخ داده که پس از نام اسحاق، وصف «الساباطی» و «فطحی» را آورده است. سیدبحرالعلوم این مطلب را چنین توضیح میدهند: و الظاهر أن الوهم نشأ من اشتهار عمار الساباطي، و كثرة دورانه في الأخبار و الرجال، و انصراف الاطلاق اليه فيهما، فظن الشيخ في هذا الموضوع أن اسحاق هذا هو ابنعمار الساباطي، و حكم عليه بالفطحية و ألحقه بأبيه في المذهب، لما روي: أنه
[٤٢٦]. در برنامه درایةالنور در دامنة کتب اربعه – و بدون احتساب وسائلالشیعه- عمار با وصف «الساباطی»، در حدود ٣٥٠ مورد تکرار شده است، که بیشترین فراوانی را در میان اسامی مشترک وی دارد.
[٤٢٧]. ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، ج٣، ص٦٢١.
[٤٢٨]. این روایت در ضمن دلیل دوم از ادله قائلان به فطحیبودن اسحاق بن عمار گذشت.
[٤٢٩]. رجالالطوسي، ص٣٣١، رقم٣.