حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٨٧
کلباسی از جدّ خود نقل کرده است.[٤٢٣]
علامهمحمدباقرمجلسی; نیز که نتوانسته انتساب اسحاق به موسی ساباطی را بپذیرد، عبارت آخر روایت التهذیب را چنین توجیه کرده: فالظاهر أن فاعل «قال» أولاً إسحاق بن عمار أو ابنسنان، و إسحاق المذكور ثانياً هو إسحاق بن موسیبنجعفر روی عن أبيه٧، و لم يصرح به تقية، و يؤيد ذلك التصريح بإسحاق ثانياً، و لميذكر نسبه إما تقية، أو للاكتفاء بالرواية عن آبائه؛[٤٢٤]
صحیح این است که گویندة «قال» اول، اسحاقبنعمار یا محمدبنسنان است و گوینده «قال» دوم، اسحاق بن موسی بن جعفر٨ است که فعل پدر خود امامکاظم٧ را نقل کرده، اما نام ایشان را به خاطر تقیه نیاورده است، و مؤید این مطلب هم این است که در ذیل روایت دوباره نام اسحاق آمده (در حالی که اگر این اسحاق همان اسحاق بن عمار بود، نامش در صدر حدیث آمده بود و نیازی نبود که دوباره نام او به صورت اسم ظاهر ذکر شود) و عدم ذکر نسب پس از نام اسحاق، یا به خاطر تقیه بوده و یا به این خاطر که استناد به فعل آبا، قرینه بر اسحاق بن موسی بن جعفر٨ بوده است.
البته به نظر میرسد، صحیح این است که به دور از توجیهات بعید، حکم به وقوع تصحیف در نسخة التهذیب کنیم.
دلایل امامیبودن اسحاقبنعمار
صاحبان نظریة سوم معتقدند، منشأ توهم فطحیت در مورد اسحاقبنعمار برای شیخطوسی آن است که ایشان در الفهرست تصور کرده اسحاق، فرزند عمار ساباطیِ فطحیِ معروف است و در نتیجه او را در مذهب به پدرش ملحق کرده است. از این رو، دلیل اول و دوم ـ که در ذیل بیان شده است ـ مبتنی بر ردّ این تصور است.
١. در هیچ یک از اسناد روایات، «اسحاق بن عمار» با وصف «الساباطی» ذکر نشده و آنچه موجود است یا «اسحاق بن عمار» مطلق است و یا قرینهای بر «ابنحیّان» دارد؛[٤٢٥] در صورتی که اگر اسحاقبن عمار، فرزند عمار بن موسی ساباطیِ فطحی بود، وصف
[٤٢٣]. سماءالمقال في علم الرجال، ج ٢، ص١٢٣.
[٤٢٤]. ملاذالأخيار في فهم تهذيب الأخبار، ج٣، ص٦٢١.
[٤٢٥]. مانند وصف «الصیرفی» که در برخی از اسناد بعد از نام او قرار گرفته است. برای مثال: الکافی، ج٤، ص٨٦، ج٥، ص٣١٨ و ج٨، ص٥٣.