حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٨٣
مطلق در روایات، ارائه دهند. در ذیل برخی از راههای ارائهشده برای تمییز، ذکر شده است:
١. تمییز بر اساس مرویٌعنه:
برخی معتقددند، اگر مرویٌعنه امامصادق٧ باشند، راوی «اسحاقبنعماربنحیّان» است.
شیخیوسف بحرانی این قول را از شیخعلی بحرانی نقل کرده:
إن الشيخ عليّا المذكور١ صرّح في حواشي كتب الحديث بأنه متی وردت رواية إسحاق بن عمار عن أبيعبداللّه٧، فهو ابنحيان الثقة الإمامي. و يفهم منه أن إسحاقبنعمارالساباطي لميدرك الصادق٧. و حينئذ، فاحتمال الاشتراك إنمايحصل فيما إذا روى اسحاقبنعمارعنالکاظم٧؛[٤١٣] شیخعلی بحرانی١ در حواشیاش بر کتب حدیث تصریح کرده که هر گاه روایت اسحاقبنعمار از امامصادق ٧نقل شود، منظور از اسحاق، ابنحیان امامی ثقه خواهد بود. و از این کلام شیخ علی دانسته میشود که اسحاقبنعمارساباطی، امامصادق٧ را درک نکرده است. پس در این صورت، احتمال اشتراک تنها در جایی صورت میپذیرد که اسحاق از امامکاظم٧ نقل روایت کرده باشد.
٢. تمییز بر اساس راوی
ممکن است گفته شود، در صورتی که راوی از اسحاق، یکی از افراد ذیل باشد، «ابنحیان» متعیَّن است، زیرا طبقه این افراد با اسحاق ساباطی فاصله دارد: صفوانبنيحيى، يونسبنعبدالرحمن، عبداللّهبنسنان، حمادبنعيسى، حمادبنعثمان، حسنبنمحبوب، داودبننعمان، معاويةبنوهب، يحيیبنعمران حلبي، عليبنرئاب، سيفبنعميرة، عبداللّهبنمسكان، عبداللّهبنمغيرة، أبيأيوب خزاز، ثعلبةبنميمون، حفصبنبختري و سایر کسانی که در طبقة این افراد هستند.
گفتنی است، سیدبحرالعلوم به این دو راه، اشکال جدّی وارد کردهاند.[٤١٤] برخی نیز روایت «غیاثبنکلوب» از اسحاقبنعمار را دلیل بر تعیّن «ابنحیّان» دانستهاند، زیرا بر اساس طریق نجاشی، وی راوی کتاب اسحاقبنعماربنحیّان است.
[٤١٣]. الدرر النجفية من الملتقطات اليوسفية، ج٢، ص١٨٣.
[٤١٤]. ر.ک: الفوائدالرجالية، ج١، ص٣١٤.