حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٨١
عبارت نجاشی و الفهرست را یکجا آورده، به گونهای که به نظر میرسد این دو عبارت ناظر به یک نفرند، در حالی که وقتی به رجال نجاشی و الفهرست شیخ مراجعه میکنیم، میبینیم که این دو عبارت در نهایت تباعد و تنافی هستند، چرا که آنچه در الفهرست شیخ آمده، اسحاقبنعمارِ ساباطیِ فطحی است و آنچه در کتاب نجاشی آمده، ابنحیانِ صیرفیِ امامی است.
٢. دلیل دیگر بر مغایرت «اسحاق» در کلام نجاشی با «اسحاق» در کلام شیخ آن است که نجاشی برای اسحاق، کتابی را اثبات کرده، ولی شیخ برای او اصلی را ذکر کرده است، در حالی که بین اصطلاح «کتاب» به طور مطلق و «اصل» تفاوت وجود دارد.[٤٠٧]
٣. راوی کتاب اسحاق در رجال نجاشی، «غیاثبنکلوب» و در فهرست شیخ، «ابن ابیعمیر» است.[٤٠٨]
واضح است، این دو دلیل اخیر قابل خدشه میباشند.
ادله قائلان به اتحاد
در مقابل، قائلان به وحدت نیز دلایلی را مطرح کردهاند:
١. اگر اسحاقبنعمّارساباطی، غیر از اسحاقبنعمارصیرفی و یکی دارای اصل و دیگری دارای کتاب بود، باید هر یک از شیخ و نجاشی نام هر کدام را در کتاب خویش بیاورند، زیرا ایشان کتب خود را برای ذکر مصنفان شیعه گشودهاند و دلیلی نداشت که هر کدام، یکی از این «اسحاقها» را از کتاب خود حذف کند.
آیةاللهخویی این دلیل را چنین تقریر میکنند:
الصحيح أنهما شخص واحد ... كما يفصح عنه أن النجاشي تعرّض للصيرفي و وثقه و لميتعرض للساباطي على العكس من الشيخ حيث إنه تعرض في فهرسته للساباطي ... إذن فلو كانا شخصين لميكن وجه لعدم تعرض النجاشي للساباطي مع أنه متأخر عن الشيخ في التأليف، و هو ناظر إليه، و لا لعدم تعرض الشيخ للصيرفي في فهرسته مع تصريحه في رجاله كما سمعت بأن له كتاباً و قد أعد فهرسته لذكر أرباب الكتب و المصنّفين؛[٤٠٩]
[٤٠٧]. الفوائدالرجالية، ج١، ص٣٠٧.
[٤٠٨]. ر.ک: همان، ج١، ص٣٠٧.
[٤٠٩]. موسوعة الإمامالخوئي، ج١١، ص٢٣١.