١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٨ - تعامل حديث با دانشهاي بشري

مقدمه

بارور شدن علوم اسلامی، زاییده رویارویی همه‌جانبه آن‌ها با زندگی بشر است. برای نمونه، هنگامی که دانش فقه، خود را متکفّل پاسخ‌گویی به باید و نباید زندگی دید و افزون بر بایسته‌های زندگی، به شایسته‌ها نیز پرداخت و دروازه پرسش را به سوی هر مکلفّی گشود، نیازمند نگاهی نو به سرمایه‌های خود شد. هم آن‌چه را داشت، ژرف‌تر کاوید و هم آن‌چه را در سبد سرمایه‌هایش نمی‌یافت، از دیگر دانش‌ها وام گرفت و به استخدام درآورد. فقه، به متون دینی تکیه کرد، اما بنای عقلا، ارتکازات فطری آدمیان، سیره رفتاری دین‌داران و اتفاق و اجماع عالمان را نیز به یاری گرفت. اکنون حدیث و دیگر متون دینی نیز به این روی‌کرد نیاز دارند. در تعامل با حدیث، ضروری است که آن را سرمایه‌ای ماندگار و نه کالایی مصرفی ببینیم. نیازمند آن هستیم که احادیث را نه جملاتی کوتاه، بلکه اصل‌هایی بنیادین و قابل جریان در بسیاری از صحنه‌های زندگی بدانیم تا هر جا و هر زمان، میوه‌های شیرین آن را برچینیم. نوشته پیش رو، مراحل و موانع این روی‌کرد را بررسی می‌کند.

بخش اول: روش‌های بهره‌گیری از حدیث در دانش‌های بشري

روش‌های موجود

اطلاعات در دست‌رس این‌جانب، نشان‌دهنده کاربرد سه روش در بهره‌گیری از متون دینی و به ویژه حدیث برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های برخاسته از دانش‌های گوناگون بشری است.

روش نخست: ابتدایی‌ترین و در عین حال، عمومی‌ترین شیوه میان این سه، روش تألیفی است. در این روش، هر یک از دو سوی پژوهش، یعنی متون دینی و دانش بشری، کار خود را بر اساس داده‌ها و شیوه خود تا انتها، پیش می‌برند و سپس در پایان تحقیق، یافته‌های نهایی خود را به یک‌دیگر ضمیمه می‌کنند و نوشته‌هایی را با نام‌های گوناگون، اما با پسوندهای مشترکی مانند: « در دین و روان‌شناسی»، « از نگاه قرآن و اقتصاد»، « در اسلام و جامعه‌شناسی» و... پدید می‌آورند.

این روش، قدمتی به درازای چند نسل دارد، اما اوج آن در ایران، پس از انقلاب فرهنگی و کنار هم نشستن حوزه و دانشگاه است. در این دوره نیاز به دیدگاه‌های دین