حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٧٥
برخی گفتهاند: آنکه فطحی است اسحاقبنعمار ساباطی است، نه صیرفی، چرا که اسحاقبنعمارصیرفی از ثقات و بزرگان بوده و فطحی نبوده است، اما درست آن است که این دو، یکی هستند که گاهی به شهرش (ساباط مدائن) گاهی به شغلش (صرافت) نسبت داده میشود.
برخی معتقدند، این نظریه را اولین بار سیدبنطاووس (م٦٧٣ ه. ق) مطرح کرده است، وی بنا بر نقل شیخ حسن، فرزند شهیدثانی، در التحریرالطاووسی در ذیل حدیثی که در مورد اسحاق و برادرش از امامصادق٧ وارد شده،[٣٨٤] گفته: «أقول: انه يبعد أن يقول الصادق٧ هذا، لان اسحاق بن عمار كان فطحيا؛[٣٨٥]
بعید است که امامصادق٧ این کلام را فرمودهباشند، زیرا اسحاقبنعمار فطحی بوده است.
بر این اساس، بسیاری از فقها، احادیث اسحاق را در سلک احادیث موثق به شمار آوردهاند.
شهیدثانی در شرح لمعه فرموده: «إسحاق فطحي و إن كان ثقة و العمل بروايته مشهور...»؛[٣٨٦]
اسحاق فطحی است، هرچند ثقه و عمل به روایات او مشهور است... .
در مسالکالإفهام نیز وی را فطحی خوانده است.[٣٨٧]
صاحب مدارک - با وجود تردیدی که در این باره دارد - در ضمن روایتی از اسحاق میگوید: و يتوجه على هذه الرواية أولاً الطعن فيها من حيث السند،... بأنّ راويها و هو إسحاق بن عمار قيل إنه فطحي؛[٣٨٨]
به سند این روایت اشکال میشود، زیرا راوی آن که اسحاقبنعمار است، گفته شده که فطحی است.
[٣٨٤]. «كان أبوعبدالله إذا رأى إسحاق بن عمار و إسماعيل بن عمار قال: و قد يجمعهما الأقوام؛ يعني الدنيا و الآخرة.» که در سطور پیشین از رجال کشی با نقل شد.
[٣٨٥] . التحرير الطاووسي المستخرج من كتاب حل الاشكال للسيد احمد بن موسى الطاووس، ص٤٠.
[٣٨٦]. الروضةالبهية في شرح اللمعة الدمشقية، ج٢، ص٤٣٨.
[٣٨٧]. مسالكالأفهام إلى تنقيح شرائعالإسلام، ج٨، ص١٠٦.
[٣٨٨] . عاملی، محمد بن علی موسوی، مداركالأحكام في شرح عبادات شرائعالإسلام، ج٨، ص١٥٥.