حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٧٣

ظاهر عبارت نجاشی این است که «اسحاق بن عمّار» نه تنها امامی ثقه، بلکه از بزرگان امامیه است؛ اما شیخطوسی تعبیر دیگری دارد: إسحاق بن عمار الساباطي، له أصل. و كان فطحيا إلا أنه ثقة و أصله معتمد عليه...؛[٣٧٦] اسحاقبنعمار ساباطی، دارای اصل[٣٧٧] است. وی فطحی است، اما ثقه و اصل او مورد اعتماد میباشد.
شیخ، اسحاق بن عمار را «فطحی» خوانده و این اختلاف عبارت نجاشی و شیخ موجب پیدایش سه نظریه در مورد اسحاق بن عمار شده است:
نظریة اول: اتحاد و فطحیت اسحاق: قائلان این قول، علامهحلی، ابنداود و بسیاری دیگر هستند. ایشان این دو عبارت نجاشی و شیخ را ناظر به یک نفر گرفتهاند؛ چنانچه علامه و ابنداود، هر دو عبارت را در کنار هم ذکر کرده، و در نتیجه حکم به فطحیبودن، اما در عین حال وثاقت اسحاق کردهاند.
علامه در الخلاصه میگوید: إسحاق بن عمار بن حيان مولى بني تغلب أبويعقوب الصيرفي، كان شيخا من أصحابنا ثقة روی عن الصادق٧ و الكاظم ٧و كان فطحيا. قال الشيخ: إلا أنه ثقة
[٣٧٦]. فهرستالطوسي، ص٣٩، رقم٥٢.
[٣٧٧]. «اصل» در اصطلاح، کتابی روایی است که برگرفته از کتاب روایی دیگر نباشد، بلکه راوی، روایات آن را بدون واسطة از امام شنیده و یا به واسطة کسی که وی روایت را از امام شنیده، نقل میکند.