حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦٢ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»
تعلق نمیگیرد.
گفتنی است، در پاسخ کسی که مدعی است، لازمة عدم تعلق جود و فیض الله تعالی به محال، انقطاع فیض و به تبع آن، اسناد بخل به او و یا نفی وجوب وجود و یا نفی فیّاض مطلقبودنش میباشد، باید گفته شود که: آیا لازمة عدم تعلق قدرت الله تعالی به محال هم، انقطاع قدرت و سلطنت و به تبعآن، نقص در ذات است؟! (توجیهی که اینجا کاربردی است، چرا آنجا کاربردی نباشد؟!) علاوه بر اینکه خیلی چیزها، مانند اژدهای هفتسر را تا به حال نیافریده است؛ آیا این هم از بخل است؟! معاذالله.
پرسش: امامان معصوم : گاهی در مناجات و دعا، الله تعالی را اینگونه خطاب میکردند: «یا دائمالفضل علی البریه»[٣٥٥]، «یا قدیمالاحسان»[٣٥٦] و «یا قدیمالفضل»[٣٥٧] و دیگر موارد مشابه؛ مگر نه این است که قِدَم فضل و احسان، مستلزم قدم «ماسوی» میباشد؟
پاسخ:
به نظر میرسد که اولاً: در خصوص «یا دائمالفضل...» باید گفت، از همان زمانی که «بریه» بوده، فضل الهی نیز بلاانقطاع بوده است؛ و ربطی به قِدَم بریه ندارد.
ثانیاً: مراد از «قِدَم» در فرازهای دیگر، «قدم اضافی» است، نه «قدم حقیقی»، و معنای عبارت این است: ای کسی که سابقة احسانِ تو طولانی است؛
ثالثاً: اگر بپذیریم که ظاهر این روایت، موافق نظر پرسشگر باشد، باز هم نمیتواند در مقابل نصوصی که نفی قدم «ماسوی» میکند، حرفی برای گفتن داشته باشد، چرا که همیشه نص بر ظاهر مقدم است.
نتیجه:
به جهت محدودبودن ظرفیت مقاله و حجم قابل توجه مطالب در موضوع کلیدیِ «حدوث و قدم»، در این مختصر سعی شده پس از اشاره به نمونههایی از اندیشههای متفاوتِ بشری، به منظور داوری و کشف حقیقت، بخشی از سخنان و مذهب قطعی سخنوران معصوم: در چهار «نگاه» پیگیری شود. در نگاه اول، بخشی از مستندات
[٣٥٥]. مصباح الکفعمی، ص٦٤٧ (دعای شب جمعه).
[٣٥٦]. مصباح المتهجد، ص٥٨٥.
[٣٥٧]. البلد الامین، ص٤٠٥ ( دعای جوشن کبیر ).