حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٤٣ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»
قدیمالاحسان»، «یا قدیم الفضل»، «من نور عظمته»، «کشعاع الشمس من الشمس»[٢٤٨] و... مدنظر است، که مگر نه این است که متشابهات را باید به محکمات ارجاع داد؟!
الهام دوم: اعتقاد به ازلیت ماسوی، بدعتی است که پیشزمینه آن عقلگرایی محض (آرا) و تبعیت از ذوقها و امیال درونی (استحسانات) است، و امامان معصوم: نیز به شدت از آن نهی فرمودند؛ چنانچه یونس بنعبدالرحمان گوید: به امامکاظم٧ عرض کردم: «توحید الهی را چگونه بیابم؟» فرمودند:
در علم توحید و خداشناسی بدعتگذار مباش. هر کس بر اساس نظر خویش بنگرد، هلاک خواهد شد، هر کس اهلبیت پیامبرش را واگذارد، گمراه خواهد شد و هر کس کتاب خدا و گفتار رسولش را وانهد، کافر خواهد شد. [٢٤٩]
شبهه اول: اگر افعالی مانند «ماضی» و «مضارع»، در خصوص الله تعالی ـ که به حسب ذات، مافوق زمان و مکان بوده و زمانی نیست ـ به کار روند، دلالت زمانی خود را از دست داده، تنها بر دوام (وجود) و ثبوت دلالت دارند. نتیجه آن که عبارتهایی چون: «کان الله و لا شیء غیره» و «کان الله و لا شیء معه» [٢٥٠]، نظیر «کان الله علیما حکیما» میباشند. [٢٥١]
پاسخ: به نظر میرسد که با در نظر گرفتن سه نکته، جایی برای این شبهه باقی نماند:
١. امیرالمؤمنین٧ در خطبة «وسیله»، «کان» را در عبارتهایی نظیر: «کان و لا شیء غیره»، اینگونه تفسیر فرمودند:
إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَی تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ الْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ «لَمْ يَزَلْ» فَعَلَی تَأْوِيلِ نَفْيِ الْعَدَم؛[٢٥٢] اگر گفته شود که «بوده»، به این معناست که وجودش ازلی است ـ نه «کون» زمانی ملازم با حدوث ـ و اگر گفته شود که «همیشه هست» به این معناست که نیستی در او راه ندارد] بنابراین، «کان» به ازل اشاره دارد[.
٢. به نظر میرسد، اگر «کان» در «کانالله علیماً حکیما» دلالت بر ثبوت و استمرار
[٢٤٨]. این فرازها در ادامه بررسی خواهند شد.
[٢٤٩]. ر.ک: بصائرالدرجات، ص٢٩٩.
[٢٥٠]. التوحید، ص٦٦.
[٢٥١]. ر.ک: اصولالمعارف، مقدمه، ص٢٣٢.
[٢٥٢]. الکافی، ج ٨، ص١٨ ، ش٤.