حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١١ - سیّدبنطاووس و حوزههای گوناگون روایی
شناخت آیههای مکّی و مدنی و شمار آیههای قرآن و گونههای خواندن آن، به قاریان هفتگانه و دهگانه و مجاهد و قتاده و ضحّاک و مانند آنها بسنده میکنند، در حالی که شایسته بود اینگونه امور را با سند از مهاجران نخستین و پیشگامان از انصار و بدریان و کسانی که از آغاز اسلام و پس از آن [در صحنهها] حاضر بودند و به راز و رمز اسلام آشنا بودند، گزارش کنند؛ تازه آن زمان که یکی از خاندان نبوی و دودمان محمدی را نیز یاد میکنند، در بسیاری از آنچه میآورند، به جوان بزرگواری که در هنگام درگذشت رسولاکرم٦ ده سال – و بنا به سخن برخی از آنان سیزده سال – داشت، اکتفا میکنند. پس پیران خاندان عبدالمطلب و بزرگان آنان و بزرگان بنیهاشم و قریش، که همه ایام رسالت را درک کردند و در زمان فرودآمدن قرآن زنده بودند و آن را از زبان رسولاکرم٦ شنیدند، کجا رفتند؟!
وی در دنباله سخن این پرسش را فراز میآورد که: با آنکه رسولخدا٦، اهلبیت خود: را ثقل قرآن دانسته بود، چه چیز باعث شد که مفسّران، همه تفسیر قرآن را از کسی که خود گواهی میدادند که او آگاهترین مردم به قرآن بود، روایت نکنند و دست به دامان قتاده و مجاهد و عطا و چون آنان گردند؟![١٢٨]
با توجه به این سخن سید و نیز آنچه پیش از آن آوردیم، از نگاه سید:
- در شناخت مکی و مدنی، قرائتهای قرآن و دیگر دانشهای مرتبط با آن باید به سخن آنان که از آغاز اسلام در کنار رسولاکرم٦ بودهاند و واژگان و معانی قرآن را از آن بزرگوار دریافت کردهاند، مراجعه کرد و نه تابعان یا کسانی که دهها سال پس از روزگار رسولاکرم٦ میزیستهاند.[١٢٩]
- دیدگاههای تفسیری کسانی چون: مجاهد، قتاده، ضحّاک و عطا[١٣٠] به خودی خود ارزش و شایستگی اعتبار و اعتماد را ندارند، مگر آنکه با دلیلی قطعی همراه شوند.
[١٢٨]. سعدالسعود، ص٥٥٤ – ٥٥٥ و ٥٦٠ –٥٦١.
[١٢٩]. البته روشن است که این سخن سید، همه مهاجران نخستین را ــ حتی کسانی که بعد از پیامبر بر روش آن حضرت استوار نماندند و به کژراهه رفتند ــ دربر نمیگیرد.
[١٣٠]. این چند تن، از مفسران بزرگ اهل سنتاند و بیشتر روایتهای تفسیری سنّیان به این چند تن بازمیگردد. مجاهد بن جبر در سال ١٠٠ هجری قمری یا اندکی پس از آن، قتادة بن دعامة در ١١٧ هجری قمری، ضحّاک بن مزاحم در ١٠٥ هجری قمری و عطاءبن أبیرباح در ١١٤ هجری قمری یا کمی پس از آن درگذشتهاند. برای آشنایی با شخصیت علمی، استادان و شاگردان هر یک و دیدگاه دانشوران سنّی درباره آنان به ترتیب ر.ک: به تهذیب الکمال، ج٢٥، ص٢٢٨ – ٢٣٤، ج٢٣، ص٥١٧ – ٤٩٨، ج١٣، ص ٢٩١ – ٢٩٧ و ج٢٠، ص٦٩ – ٨٥.