شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦
خود وضع كرده يا از ديگران پذيرفته تطبيق مىكند و روش معينى در زندگى خود اتخاذ مىنمايد، براى تهيه وسايل زندگى كار مىكند، زيرا تهيه وسايل زندگى را يكى از مقررات مىداند، براى التذاذ ذائقه و رفع گرسنگى و تشنگى غذا مىخورد و آب مىآشامد، زيرا كه خوردن و آشاميدن را براى بقاى سعادتمندانه خود ضرورى مىشمرد و به همين قرار.
قوانين و مقررات نامبرده كه در زندگى انسان حكومت مىكند به يك اعتقاد اساسى استوارند و انسان در زندگى خود به آن تكيه داده است و آن تصورى است كه انسان از جهان هستى كه خود نيز جزئى از آن است دارد و قضاوتى است كه در حقيقت آن مىكند و اين مسئله با تأمل در افكار مختلفى كه مردم در حقيقت جهان دارند بسيار روشن است. كسانى كه جهان هستى را همين جهان مادى محسوس و انسان را نيز پديدهاى صددرصد مادى (كه با دميده شدن حيات پيدا و با مرگ نابود مىشود) مىدانند روششان در زندگى اين است كه خواستههاى مادى و لذايذ چند روزه دنيوى خود را تأمين كنند و همه مساعىشان در اين راه مبذول است كه شرايط و عوامل طبيعت را براى خود رام سازند.
و كسانىكه مانند عامه بت پرستان جهان طبيعت را آفريده خدايى بالاتر از طبيعت مىدانند كه جهان به ويژه انسان را آفريده و غرق نعمتهاى گوناگون خود ساخت تا از نيكىهاى وى برخوردار شوند اينان برنامه زندگى را طورى تنظيم مىكنند كه خشنودى خدا را جلب كنند و موجبات خشم او را فراهم نياورند، چه اگر خدا را خشنود كنند نعمت خود را برايشان فراوان و پاينده و اگر خشمگين سازند نعمت خود را از دستشان خواهد گرفت.
و كسانىكه علاوه بر ايمان تنها بهخدا براى انسان زندگانى جاودانى قائل بوده او را مسئول خوب و بد اعمالش مىدانند و در نتيجه روز باز خواست و پاداش (روز قيامت) اثبات مىكنند مانند مجوس و يهود و نصارى و مسلمين، در زندگى