شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢٢
خداى متعال در كلام خود به عصمت پيغامبران اشاره نموده مىفرمايد:
«وَ اجْتَبَيْناهُمْ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» [١]
و باز مىفرمايد: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً* إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً* لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ» [٢]
پيغمبران و دين آسمانى
آنچه پيغمبران خدا از راه وحى بهدست آورده و به عنوان پيغام و سفارش خدايى به مردم رسانيدند دين بود؛ يعنى روش زندگى و وظايف انسانى كه سعادت واقعى انسان را تأمين مىكند. [٣]
دين آسمانى بهطور كلى از دو بخش اعتقادى و عملى مركب مىباشد بخش اعتقادى يك رشته اعتقادات اساسى و واقع بينىهاست كه بايد انسان پايه زندگى خود را به روى آنها گذارد و آنها سه اصل كلى توحيد و نبوت و معاد است كه با اختلال يكى از آنها پيروى دين صورت نبندد.
و بخش عملى يك رشته وظايف اخلاقى وعملى است كه مشتمل است بر وظايفى كه انسان نسبت به پيشگاه خداى جهان و وظايفى كه انسان در برابر جامعه بشرى دارد.
و از اين جاست ك وظايف فرعى كه در شرايع آسمانى براى انسان تنظيم شده بر دو گونه است: اخلاق و اعمال و هر يك از آنها نيز بر دو قسم است:
[١] . انعام، آيه ٨٧: و پيغمبران را به سوى خود جمعآورى كرديم (به غير ما نمىپردازند و از غيرما اطاعت نمىكنند) و به راهى راست رسانيديم
[٢] . جن، آيه ٢٨: تنها اوست كه داننده غيب است و به غيب خود كسى را مسلط نمىكند مگر پسنديدگان را از پيغمبران و در اين صورت از پس و پيش او (پيغمبر يا وحى) مراقبت كامل و رصدى به راه مىاندازد كه محققاً پيامهاى خداى خود را برسانند
[٣] . به مقدمه كتاب مراجعه شود