حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣
میکند .
اقباللاهوری میگوید سخنی پدرم به من گفت که در سرنوشت من فوقالعاده
اثر بخشید . میگوید روزی در اطاق خود نشسته و مشغول خواندن قرآن بودم ،
پدرم آمد از جلوی اطاق من بگذرد ، رو کرد به من و گفت : محمد ! قرآن را
آنچنان بخوان که گوئی بر خودت نازل شده است . از آن وقت من هر وقت به
آیات قرآن مراجعه میکنم و آنها را مطالعه میکنم ، چنین فرض میکنم که
این خدای من است که با من که محمد اقبال هستم دارد حرف میزند .
در حدیث داریم : « تغنوا بالقرآن » [١] که چندین حدیث دیگر بدین
مضمون داریم . قدر مسلم ، مقصود این است که قرآن را با آهنگهای بسیار
زیبا بخوانید ، البته آن آهنگهایی که مناسب لهو و لعب و شهوت آمیز و
شهوت آلود است ، بالضروره حرام و نامشروع است ، ولی هر آهنگی متناسب
با حالتی برای انسان است .
اوایلی که ما طلبه بودیم در مشهد ، پیر مردی بود که به او آقا سید محمد
عرب میگفتند و قاری قرآن بود . این مرحوم آقا سید محمد عرب مرد بسیار
متدینی بود و مورد احترام همه علمای مشهد . شاگردان زیادی در قرائت قرآن
تربیت کرد و قرائت را به دو معنی یعنی به دوجور تعلیم میداد ، یکی
اینکه قواعد علم قرائت را میآموخت که متأسفانه
[١] بحارالانوار ، ج ٩٢ ، ص ١٩١ و جامع الاخبار ، فصل ٢٣ ، ص ٥٧.