حاكميت دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧
شبهات و اشكالات با تنوّع و تفاوتهايى كه دارند در يك چيز مشتركند، و آن اين كه درصدد «نفى سياست و حكومت از اسلام» مىباشند، ولى از آنجا كه شيوههاى طرح اين شبهات گوناگون، و همراه با شگردها و ترفندهاى اغواكننده مىباشد تا به هر نحوى كه شده، خوانندگان را تحت تأثير القائات شيطانى خود قرار دهند، ضرورت دارد در آغاز عمده اين شبهات ذكر، و مورد بررسى كوتاه قرار گيرند، و پاسخهاى موردى داده شوند، سپس پاسخ كلّى به همه اين شبهات ارايه گردد. ليكن پيش از طرح شبهات ناچار به ذكر مقدّمهاى روشنگر مىباشيم.
پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى در ايران و تشكيل نظام «جمهورى اسلامى» با مدل نوين سياسى- اجتماعى آنهم با محتواى پربار و غنى اسلام كه آثار شگرف و بنيادى در ابعاد فرهنگى، سياسى، اقتصادى و غير آن، در داخل ايران و حتى در حوزه جهان اسلام بجاى گذاشته است، و هر روز كه از عمر اين انقلاب و نظام حكومتى آن مىگذرد شعاع تأثيرگذارى آن علىرغم موانع ايجاد شده گسترده مىشود، و مىرود تا به يك رنسانس فراگير فرهنگى- سياسى دينى تبديل شود! اين معجزه الهى كه انديشهوران سياسى غرب و سردمداران حكومتهاى استكبارى را به تفكر تحيرآميز واداشت كه چگونه علىرغم تمهيدات و تلاشهاى حداقل دو سده متّكى بر علم و فلسفه سياسى غرب، كه حوزه دين و سياست را كاملًا از يكديگر جدا ساختهاند، و اومانيسم و سكولاريسم را پايه و اساس حكومت دنيايى قرار دادهاند، در گوشهاى از جغرافياى سياسى جهان، حكومتى براساس دين و مدّعى همآوايى دين و سياست شكل گرفته است؟! آنهم حكومت دينى كه همه الگوهاى ساختار حكومتىاش نوين، و ملهم از وحى آسمانى است و در ستيز جدّى و همهجانبه با سياست ضدّ دينى غرب قرار دارد، در حالى كه همه مدلهاى توسعه و مدرنيسم در جهان معاصر در بستر دنياى محض و جداى از ارزشهاى دينى و اخلاقى شكل گرفته است! هر چند آنان در آغاز با اعمال ترفندهاى سياسى- نظامى گوناگون كوشيدهاند اين انقلاب را شكست دهند؛ ولى اكنون به اين نتيجه رسيدند كه نهتنها از اين طريق توان چنين كارى را ندارند، بلكه توان و قدرت فكرى- انقلابى اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله براى