افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٣٧ - نکتۀ سوّم فقِیهنماها «وحدت وجودِی» را به نجاسات افزودهاند تا خود را از مسئولِیّت برهانند
از جهتِی سطح علمِیشان کوتاه و ضعِیف است، براِی زِیر بار نرفتن اِین مسئله و عدم تقلِید و تبعِیّت از مرد وارستۀ راه پِیموده، خود را راحت کرده و با نداِی کفر و خروج از اسلام، زِیر بناِی اِین بنِیان را خراب، و تِیشه بر بن اِین رِیشه زده و با اتّهام به نجاست که اثر زندقه و الحاد است آنان را زندِیق و ملحد دانستهاند.
آرِی، معروف است و تجربه هم تأِیِید مِیکند که تکفِیر و تفسِیق چماق بِیخردان است!
و اِینان با اِین تکفِیر، تِیشه بر اساس اسلام زدهاند! مگر نه آنکه اسلام دِین و آِیِین توحِید است؟! توحِید عِین وحدت است. توحِید از باب تفعِیل و متعدِّی، و وحدت از باب ثلاثِی مجرّد و فعل لازم است؛ توحِید اسلام ِیعنِی ِیکِی کردن جمِیع کَثَرات و منحصر گردانِیدن اثر و قوّه و علم و حِیات و قدرت و وجود و ذات را در حضرت حق سبحانه و تعالِی، وحدت ِیعنِی ِیکِی شدن و ِیگانه بودن اِین افعال و اسماء و صفات و ذات در آن حضرت متعال.
در اِینصورت «وحدت وجود» ِیعنِی نتِیجه و ماحصلِ بهدستآمدۀ از توحِید، و ثمرۀ اِین شجرۀ مثمره. پس کجا توحِید با وحدت ضدِّیّت دارد؟! توحِید اسلام کمال ملاِیمت بلکه عِینِیّت با آن را دارد. «وحدت وجود» شربت شِیرِین و خوشگوار «توحِید حق» در مراحل کثرات است.
امّا اِین بِیانصافان که نمِیتوانستهاند و نتوانستهاند آنان را به «توحِید در وجود» متّهم سازند، زِیرا اِین کلام ملعبه و بازِیچه براِی دشمنان و دوستان مِیشد که: «عجِیب است! چه عِیب دارد کسِی که به دِین اسلام گروِیده است، به نتاِیج غائِی آن که توحِید در ذات و در صفت است برسد و ”توحِید در وجودِی“ گردد؟!» آمدهاند لفظ «توحِید» را با «وحدت» عوض کردهاند؛ و عوامّالنّاس کالأنعام هم که خبر از هِیچ چِیز ندارند، گرز وحدت وجودِی را بر سر آنان مِیکوبند! و اِیشان به عنوان کافر مُلحد زندِیق خارج از دِین، صبغۀ نَجس العَِین به آنان زدهاند تا مردم از صد مترِی دستشان به آنان نرسد!
مخالفت با معتقدِین به وحدت وجود، عبارةٌ اُخراِی مخالفت با اهل توحِید است، ِیعنِی با موحّدِین.