افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٢٣ - عدم امکان بِیان حقاِیق عالم تجرّد و توحِید به سبب عدم قدرت ادراک و فهم صحِیح آن براِی عوام
روح کلام و جان بِیان مرحوم علاّمه طباطبائِی ـرضوان الله علِیهـ اِین است:
در مواردِی که ظاهر آِیه با برهان فلسفِی در تعارض قرار مِیگِیرد (نه با توهّمات و تخِیّلات و ِیافتههاِی علمِی در بستر سِیّال تغِیّر و تبدّل) چارهاِی جز تفسِیر و حمل کلام بارِی بر محور و مبناِی صحِیح نمِیباشد. و از آن جمله، مسئلۀ بالهاِی ملائکه مِیباشد. از آنجا که به برهان فلسفِی اثبات گردِیده، قواِی ملکوتِی و مجرّده در هوِیّت ذات خود فاقد صورت و ترکِیب مِیباشند، اثبات وجود بال براِی چنِین قواِیِی بهعنوان عرضِی لازم، امرِی ممتنع و محال است، گرچه همِین قوا در مقام نزول به عالم کثرت مِیتوانند خود را متمثّل به اشکال و صورتهاِیِی به اراده و خواست و مِیل خود درآورند؛ چنانچه همِین جبرائِیل در ِیک زمان خود را به صورتِی داراِی ششصد بال و در زمان دِیگر به صورتِی بشرِی و در شماِیل دحِیۀ کلبِی درمِیآورد و در جاِیِی دِیگر به صورت ملکِی با شش بال و در مورد دِیگر با دو بال، درحالِیکه همۀ اِینها درست است و هِیچکدام اِینها نِیست، زِیرا جبرائِیل وجودِی مجرّد از صورت و مادّه است و در هوِیّت ذات خود و کِینونت نفس خود، حقِیقتِی است نورِیّه و علمِیّه که صورت برنمِیدارد و در معراج، آن هم در مراتب عالِیّه و بالاِی آن، دِیگر پِیامبر او را با دو بال نمِیبِیند بلکه به صورت حقِیقتِی مجرّد و علمِی ادراک مِیکند که همان ماهِیّت و هوِیّت خود اوست.
بنابراِین مطلبِی که صاحب مقاله به پِیامبران و اولِیاِی الهِی نسبت مِیدهد که آنان بهواسطۀ تنگناِی لغت و کلام و نِیز عدم معرفت عوام، آن معانِی عالِیه و حقاِیق راقِیه را به صورتِی وراِی صورت حقِیقِی خود و به قالبِی غِیر از قالب واقعِی خود براِی مردم مطرح مِیکنند، صحِیح نِیست.
عدم امکان بِیان حقاِیق عالم تجرّد و توحِید به سبب عدم قدرت ادراک و فهم صحِیح آن براِی عوام
بلِی، بزرگان از اولِیاِی الهِی اِین حقِیقت را که عالم تجرّد و توحِید و حقاِیقِی که در آن عوالم در بِیکران افق لاِیتناهاِی اسماء و صفات متحقّقاند، صورت و شکل ندارند، به صراحت بِیان کردهاند و هِیچگاه نخواستهاند و نخواهند توانست آن حقاِیق را در قالب هِیئت و تختهبند ماهِیّت درآورند و به سمع مخاطبِین برسانند؛ و لذا