افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٧٤ - عدم دخل و تصرّف وجود ظلِّی رسول خدا در افاضۀ وحِی از مبدأ فِیّاض بر آِینۀ نفس الهِی خود
باران و روِیش گِیاهان و غِیره گفته شد، فرقِی بِین انتساب اِین روِیش به باران و بِین انتساب آن به خداِی متعال نمِیباشد؛ که در اِینصورت ـعلاوه بر اشکالِی که سابقاً گذشتـ آِیا رسول خدا اِین حقاِیق را از خدا در وجود خود مِیبِیند ِیا از خود؟ از خود دِیدن که مفهومِی ندارد، پس اگر از خدا مِیبِیند چگونه حقِیقت ابلاغ آن را به مردم از خدا نمِیبِیند و بلکه از خود مشاهده مِیکند؟ اِین ِیک بام و دو هوا چرا؟
اگر همِین مأمورِیّت به ابلاغِی که از جانب خداِی متعال براِی رسول خدا تنفِیذ شده است، براِی غِیر او از جمله شعراء و گوِیندگان و نوِیسندگان و حکماء مِیبود و خدا آنها را مورد خطاب به تبلِیغ قرار مِیداد، دِیگر نمِیتوانستند همان تعبِیرِی را که قبل از اِین خطاب بهکار مِیبردند، اکنون نِیز به کار ببرند؛ بلکه در اِینجا دِیگر آن تعبِیرات در معنا و جاِیگاه حقِیقِی خود آنها قرار مِیگرفت و واقعاً آنها مخاطب به اِین تعبِیرها مِیشدند، نه به نحوِی از عناِیت و مجاز.
بنابراِین، خود همِین احساس که رسول خدا مِینمود که خداوند او را در برخِی از موارد صرفاً مجراِی نزول مفاهِیم و جاِیگاه هبوط حقاِیق وحِیانِی بدون تعبِیر به: (قُل)، گردانِیده است، و در بعضِی از مناسبتها علاوه بر تحقّق آن قسم نخستِین، صورت خطاب به خود گرفته است؛ دلِیل بر اِین است که کِیفِیّت نزول وحِی در اِین موارد با موارد قسم اوّل تفاوت دارد و خداِی متعال در اِین آِیات، تأکِید بِیشترِی بر مفهوم آن حقِیقت وحِیانِی دارد.
عدم دخل و تصرّف وجود ظلِّی رسول خدا در افاضۀ وحِی از مبدأ فِیّاض بر آِینۀ نفس الهِی خود
و امّا بنا بر توجِیه وحِی و تفسِیر آن ـچنانچه گذشت[١]ـ رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم دِیدگاهش بهطور کلِّی بشرِی نِیست، بلکه صددرصد الهِی صرف است و به اندازۀ ِیک سر سوزن مدخلِیّتِی در وجود خود نسبت به آن حقاِیق احساس نمِیکند، بلکه هرچه هست از اوست، منه و إلِیه. وجود رسول اکرم وجود ظلِّی و تبعِی است و وجود ظلِّی مدخلِیّتِی در افاضه ندارد، بلکه به مِیزان سعه و ظرفِیّت خود
[١]. رجوع شود به ص ٤٥١.