افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٦٨ - نقد پاسخ تناقضآمِیز صاحب مقاله در استناد به علم و اطّلاع باطن پِیامبر بر حقاِیق وحِیانِی
آِیا پِیامبر در پِیامبرِیش شکّ داشت، ارتدکس اسلامِی که چنِین نمِیاندِیشد؛ ِیا آِیه را باِید نوع دِیگرِی از تفنّنات کلامِی و بازِیهاِی زبانِی دانست که در واقع، خطاب به پِیامبر نِیست ولِی جامۀ خطاب مستقِیم پوشِیده است و مضمونش همان است که در جاِی دِیگر خطاب به مردم مِیگوِید:
(وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا).[١]
بلِی، ِیک مراد را به ده صورت مِیتوان ادا کرد و: «اِی بسا کس را که صورت راه زد.»[٢]
خصلت دِیالوگِی قرآن که در کتاب بسط تجربۀ نبوِی، شرح آن را آوردهام، به نِیکِی از اِین فنون بلاغِی پرده برمِیدارد و درگِیرِی ذهن و روان پِیامبر با مردم و حوادث جامعه را برملا مِیکند؛ چه آنجاِیِی که (يَسْأَلُونَكَ) مِیگوِید و چه آنجا که نمِیگوِید. بهطورِیکه گوِیِی قرآن گفتگوِی مستمر و چند جانبهاِی است با خدا و جهان انسانِی و طبِیعِی و تارِیخِی که محمّد در آن مِیزِیست، و پاسخِی است به پرسشها و چالشهاِی زمانه. همِین چالشها و پرسشها بود که روان او را بِیتاب و چالاک مِیکرد و آتش نِیاز و تقاضا را در او دامن مِیزد و او را به آستانۀ کشف مِیرساند، تا پاسخهاِیِی را از فرشتۀ وحِی درِیافت کند و به زبانِی درخور مردم با آنان در مِیان نهد.[٣]
غرض از نقل پاسخ صاحب مقاله به اِین بخش از اعتراضات، بهدست آوردن طرز فکر اِیشان در کِیفِیّت نقشبندِی حقاِیق وحِی در ضمِیر و باطن رسول خدا است، که سراسر مشحون به تناقضات و بههمرِیختگِی تصوّرات و درهمآمِیختگِی تصدِیقات مِیباشد.
نقد پاسخ صاحب مقاله در کِیفِیّت نقشبندِی حقاِیق وحِی در باطن رسول خدا
نقد پاسخ تناقضآمِیز صاحب مقاله در استناد به علم و اطّلاع باطن پِیامبر بر حقاِیق وحِیانِی
اِیشان در بخشِی از پاسخ، به وجود کلِّیۀ مفاهِیم وحِیانِی بهواسطۀ تجربه و شکلپذِیرِی نفس و شخصِیّت رسول خدا در ضمِیر آن حضرت معترف است، خواه
[١]. سوره بقره (٢) آِیه ٢٣.
[٢]. مثنوِی معنوِی، دفتر دوّم.
[٣]. مقالۀ طوطِی و زنبور، مطلب سوّم.