افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٢ - تبِیِین مقام خلِیفةاللهِی و استحقاق انسان براِی وصول به معرفةالذّات بهواسطۀ فناء ذاتِی
اطّلاع داشتند، نه به اِین حِیثِیّت و جنبه کمون اسماء و صفات الهِی به نحو کلِّی و جمعِی در وجود او.
و کلام منسوب به امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام در تبِیِین حِیثِیّت علمِی انسان به همِین قضِیه اشاره دارد که مِیفرماِید:
|
دواؤُک
فِیک و ما تُبصِر |
و
داؤُک منک و لاتشعُر |
|
|
و
أنتَ الکتابُ المبِینُ الذِی |
بأحرفه
ِیَظهَرُ المُضمَرُ |
|
|
أتزعُم
أنّک جرم صغِیر |
و
فِیک انطَوَِی العالمُ الأکبرُ[١] |
«داروِی درمان تو در وجود خود توست ولِی از آن اطّلاعِی ندارِی. و بِیمارِی (جهل و گمراهِی و گِیجِی و منگِی و راه نداشتن بهسوِی رستگارِی و خام و بِیحاصل ماندن و از دست دادن فرصتها براِی وصول به فعلِیّت و انکشاف اسرار عالم وجود و معرفت شهودِی ذات پروردگار) از خود توست ولِی چه سود که هِیچ از آن خبر ندارِی.
اِی انسان بدان که: تو همان کتاب نفسِی و آشکار کنندۀ اسرار اسماء و صفات پروردگارِی که با بروز صفات و ملکات که ناشِی از تجلِّی ذاتِی حضرت حق در نفس و قلب و ضمِیر توست، باطن و کمون خود را آشکار و برملا مِیسازِی.
آِیا گمان بردهاِی که تو همِین ِیک مشت خاک اندک و بِیارزشِی؟! درحالِیکه خداِی متعال در وجود تو عالم اکبر را به ودِیعه و امانت گذارده است.»
و به همِین دقِیقه باز مِیگردد کلام حکماِی الهِی که فرمودهاند:
الحکمةُ صِیرورةُ الإنسان عالمًا عقلِیًّا مضاهِیًا للعالم العَِینِی.[٢]
حکمت به اِین حقِیقت باز مِیگردد که انسان بهواسطۀ رِیاضات و مراقبات روحانِیّه و تطبِیق اعمال و رفتار بر منهاج حق و صراط مستقِیم و متابعت از دستورات راستِین اولِیاِی الهِی و دورِی گزِیدن از متابعت نفس امّاره و رها نمودن اشتغال به
[١]. دِیوان امام علِی علِیهالسّلام، ص ١٧٥، با قدرِی اختلاف.
[٢]. شرح المنظومة، ج ٢، ص ٥٠.