حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٦٢٤ - مطلب هشتم در بيان امورى است كه حقتعالى بر آنها مؤاخذه نميفرمايد و وعده عفو از آنها فرموده و آن چند چيز است
او يك حسنه از براى او مىنويسند و اگر بعمل آورد آن حسنه را ده حسنه از براى او مىنويسند و اگر قصد كند كه سيئه را بعمل آورد اگر نكند هيچ گناه بر او نوشته نميشود و اگر بكند هفت ساعت او را مهلت ميدهند و ملكى كه نويسنده حسنات است و در جانب راست او است ميگويد بملكى كه نويسنده سيئات است و در جانب چپ او است كه تعجيل مكن در نوشتن شايد بعد از اين حسنهاى بكند كه اين را محو كند زيرا كه حقتعالى ميفرمايد بدرستى كه حسنات برطرف ميكند سيئات را يا شايد استغفارى بكند اگر بگويد استغفر اللّه الذي لا اله الا هو عالم الغيب و الشهادة العزيز الحكيم الغفور الرحيم ذو الجلال و الاكرام و اتوب اليه بر او گناهى نوشته نميشود و اگر هفت ساعت بگذرد و حسنه بعد از آن نكند و استغفار نكند صاحب حسنات بسيئات ميگويد بنويس گناه را بر اين شقى محروم.
مؤلف گويد كه شايد مطلق استغفار كافى باشد و خصوص اين استغفار باعتبار آنكه اكمل افراد است مذكور شده باشد و ايضا بسند معتبر از امام زاده عبد اللّه روايت كرده است كه از پدر خود امام موسى عليه السّلام سؤال كردم كه دو ملك كه در جانب راست و چپ آدمند آيا علم بهم ميرسانند بفعل بد يا فعل خوب كه بنده اراده فعل آن مينمايد حضرت فرمود كه بوى كثيف كه محل فضله است و بوى چيزهاى خوشبو مثل يكديگرند گفتم نه فرمود كه بنده هرگاه قصد حسنه ميكند نفس او خوشبو بيرون مىآيد ملك دست راست بملك دست چپ ميگويد كه باش كه ترا با او كارى نيست قصد حسنه كرد پس اگر آن را بجا آورد زبان او قلم او است و آب دهانش مداد او است پس از براى او مىنويسند چون قصد گناهى كرد نفسش بد بو بيرون مىآيد پس ملك دست چپ بملك دست راست ميگويد باش كه قصد گناهى كرد پس اگر آن را بجا آورد زبانش قلم او است و آب دهانش مداد او است پس بر او نويسد و بدان كه حقتعالى فرموده است إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ يعنى اگر ظاهر كنيد آنچه در نفسهاى شما است يا پنهان كنيد آن را حساب ميكند شما را خدا بآن پس مىآمرزد از براى هر كه ميخواهد و عذاب ميكند هر كه را ميخواهد و خدا بر همه چيز قادر است و عموم اين آيه بحسب ظاهر مخالفست با احاديثى كه در اين مطلب و مطلب سابق گذشت زيرا كه دلالت مىكند بر آنكه هر چه در نفس آدمى حاصل ميشود خدا بر آن محاسبه ميفرمايد اگر خواهد مىآمرزد و اگر خواهد عذاب ميكند و اين شامل وسوسهها و اراده گناه است و ممكن است باين روش جمع كنيم كه عفو از آنها مخصوص شيعه است و مراد بمن يشاء شيعه است يعنى از شيعيان عفو ميكند و غير شيعه را مؤاخذه ميكند اگر باز موافق قواعد عقليه خالى از اشكالى نيست زيرا كه بعموم